گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک

عنوان گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک
نویسنده یوجین پیتارد
محل انتشار انجمن تاریخی ترکیه - انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان نامشخص
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1418201
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_df0b8841d34843faaa43e11620b36dc2
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
یادداشت‌ها من این افتخار را داشتم که چندین بار در استانبول، آنکارا و در خانه‌ای که در یالووا به منظور انزوا و استراحت بر روی پایه‌هایی در یالوا ساخته بود، این مرد شگفت‌انگیز را که ترکیه افتخار و سعادت دیدار در غم‌انگیزترین لحظه تاریخ خود را داشت، نزدیک کنم. می توان حدس زد که چه نوع خاطراتی را از این تأملات حفظ کرده ام که برخی از آن ها آنقدر کوتاه هستند که زودگذر و برخی طولانی تلقی شوند. وقتی این سطور را می نویسم، دوباره هیجانی را احساس می کنم که روزی که برای آخرین بار آتاتورک را ملاقات کردیم، ما را فرا گرفت: ما در چانکایا بودیم. آتاتورک که شاید احساس می‌کرد بیمار، ضعیف و به‌طور خطرناکی مبتلا شده است، می‌خواست کمی بیشتر از خودش برایمان بگوید، زیرا می‌دانست که پشتیبانی ما نزدیک است.
مشاهده در منبع دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام

گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک

نویسنده یوجین پیتارد
محل انتشار انجمن تاریخی ترکیه - انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان نامشخص
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1418201
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_df0b8841d34843faaa43e11620b36dc2
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
یادداشت‌ها من این افتخار را داشتم که چندین بار در استانبول، آنکارا و در خانه‌ای که در یالووا به منظور انزوا و استراحت بر روی پایه‌هایی در یالوا ساخته بود، این مرد شگفت‌انگیز را که ترکیه افتخار و سعادت دیدار در غم‌انگیزترین لحظه تاریخ خود را داشت، نزدیک کنم. می توان حدس زد که چه نوع خاطراتی را از این تأملات حفظ کرده ام که برخی از آن ها آنقدر کوتاه هستند که زودگذر و برخی طولانی تلقی شوند. وقتی این سطور را می نویسم، دوباره هیجانی را احساس می کنم که روزی که برای آخرین بار آتاتورک را ملاقات کردیم، ما را فرا گرفت: ما در چانکایا بودیم. آتاتورک که شاید احساس می‌کرد بیمار، ضعیف و به‌طور خطرناکی مبتلا شده است، می‌خواست کمی بیشتر از خودش برایمان بگوید، زیرا می‌دانست که پشتیبانی ما نزدیک است.
دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه آلاباما در کتابخانه های بیرمنگام شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید