به راست چریکی نزدیک تر است
(Gerilla hakkinda iki hatira)

عنوان به راست چریکی نزدیک تر است
عنوان اورجینال Gerilla hakkinda iki hatira
نویسنده فاجعه
تاریخ انتشار: 1937
محل انتشار آنکارا - آنکارا: چاپخانه انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: دانشگاه ژیرونا
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1433772
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_6541720daae54f21aaf1128f9ebaa995
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
تاریخ 1937
متن نمونه II. دوران سلطنت عبدالحمید اول. یک افسر در آکادمی نظامی در استانبول. او فقط بیست سال دارد... یکی از ویژگی های او: احساس می کند احساساتی در درونش به هم می خورند که هنوز معنا و ماهیت آن ها را درک نکرده است، اما نمی تواند به آنها معنای مثبت یا منفی بدهد. او دلخور است. او غمگین است. او سرکش است با معنایی نامفهوم که از روحش بیرون می آید. اما علیه چه کسی؟ و برای چه؟ او این را هم نمی داند. یک روز یکی از دوستان نزدیکش به او می گوید: نمی توانی در بیداری بیدار شوی، نمی توانی بلند شوی مگر اینکه افسر داخلی تختت را تکان دهد. جواب می دهد: راست می گویی... نتونستم بفهمم; از تو دلیل این زندگی نامفهومت را می پرسم و تو به من می گویی: حق داری. من سعی نکردم با شما بحث کنم که آیا درست می گویم یا نه... می توانید به من بگویید دلیل خواب عمیق شما چیست؟ این دوست تنها کسی نبود که افسر جوان را اینگونه خطاب قرار داد و اغوا کرد. وضعیت او به تدریج مورد توجه بسیاری از دوستانش قرار گرفت و همه دوستانش در این مورد از او سوال کردند. این حمله به حدی رسیده بود که باید به آنها پاسخ می داد و ارتش این متحد را آرام می کرد.
مشاهده در منبع دانشگاه ژیرونا دانشگاه ژیرونا - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه ژیرونا - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دانشگاه ژیرونا

به راست چریکی نزدیک تر است

(Gerilla hakkinda iki hatira)
نویسنده فاجعه
تاریخ انتشار 1937
محل انتشار آنکارا - آنکارا: چاپخانه انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه دانشگاه ژیرونا
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1433772
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_6541720daae54f21aaf1128f9ebaa995
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
تاریخ 1937
متن نمونه II. دوران سلطنت عبدالحمید اول. یک افسر در آکادمی نظامی در استانبول. او فقط بیست سال دارد... یکی از ویژگی های او: احساس می کند احساساتی در درونش به هم می خورند که هنوز معنا و ماهیت آن ها را درک نکرده است، اما نمی تواند به آنها معنای مثبت یا منفی بدهد. او دلخور است. او غمگین است. او سرکش است با معنایی نامفهوم که از روحش بیرون می آید. اما علیه چه کسی؟ و برای چه؟ او این را هم نمی داند. یک روز یکی از دوستان نزدیکش به او می گوید: نمی توانی در بیداری بیدار شوی، نمی توانی بلند شوی مگر اینکه افسر داخلی تختت را تکان دهد. جواب می دهد: راست می گویی... نتونستم بفهمم; از تو دلیل این زندگی نامفهومت را می پرسم و تو به من می گویی: حق داری. من سعی نکردم با شما بحث کنم که آیا درست می گویم یا نه... می توانید به من بگویید دلیل خواب عمیق شما چیست؟ این دوست تنها کسی نبود که افسر جوان را اینگونه خطاب قرار داد و اغوا کرد. وضعیت او به تدریج مورد توجه بسیاری از دوستانش قرار گرفت و همه دوستانش در این مورد از او سوال کردند. این حمله به حدی رسیده بود که باید به آنها پاسخ می داد و ارتش این متحد را آرام می کرد.
دانشگاه ژیرونا - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دانشگاه ژیرونا شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید