گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک

عنوان گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک
نویسنده پیتارد، یوجین
تاریخ انتشار: 1939-04
محل انتشار آنکارا - آنکارا: چاپخانه انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1418201
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_df0b8841d34843faaa43e11620b36dc2
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
تاریخ 1939-04
متن نمونه من این افتخار را داشتم که چندین بار در استانبول، آنکارا و در خانه‌ای که در یالووا به منظور انزوا و استراحت بر روی پایه‌هایی در یالوا ساخته بود، این مرد شگفت‌انگیز را که ترکیه افتخار و سعادت دیدار در غم‌انگیزترین لحظه تاریخ خود را داشت، نزدیک کنم. می توان حدس زد که چه نوع خاطراتی را از این تأملات حفظ کرده ام که برخی از آن ها آنقدر کوتاه هستند که زودگذر و برخی طولانی تلقی شوند. وقتی این سطور را می نویسم، دوباره هیجانی را احساس می کنم که روزی که برای آخرین بار آتاتورک را ملاقات کردیم، ما را فرا گرفت: ما در چانکایا بودیم. آتاتورک که شاید احساس می‌کرد بیمار، ضعیف و به‌طور خطرناکی مبتلا شده است، می‌خواست کمی بیشتر از خودش برایمان بگوید، زیرا می‌دانست که پشتیبانی ما نزدیک است.
Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona

گرامیداشت یاد و خاطره آتاتورک

نویسنده پیتارد، یوجین
تاریخ انتشار 1939-04
محل انتشار آنکارا - آنکارا: چاپخانه انجمن تاریخی ترکیه
نوع دوره ای
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 0041-4255, DOI: 10.37879/ttkbelleten.1418201
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_df0b8841d34843faaa43e11620b36dc2
محل کتابخانه در دسترس آنلاین
تاریخ 1939-04
متن نمونه من این افتخار را داشتم که چندین بار در استانبول، آنکارا و در خانه‌ای که در یالووا به منظور انزوا و استراحت بر روی پایه‌هایی در یالوا ساخته بود، این مرد شگفت‌انگیز را که ترکیه افتخار و سعادت دیدار در غم‌انگیزترین لحظه تاریخ خود را داشت، نزدیک کنم. می توان حدس زد که چه نوع خاطراتی را از این تأملات حفظ کرده ام که برخی از آن ها آنقدر کوتاه هستند که زودگذر و برخی طولانی تلقی شوند. وقتی این سطور را می نویسم، دوباره هیجانی را احساس می کنم که روزی که برای آخرین بار آتاتورک را ملاقات کردیم، ما را فرا گرفت: ما در چانکایا بودیم. آتاتورک که شاید احساس می‌کرد بیمار، ضعیف و به‌طور خطرناکی مبتلا شده است، می‌خواست کمی بیشتر از خودش برایمان بگوید، زیرا می‌دانست که پشتیبانی ما نزدیک است.
Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
Biblioteques de la Universitat Autonoma de Barcelona شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید