رویکرد چندپارادایمی به تفسیر در معماری: کاوش در معنای ایدئولوژیک در ستاد احزاب سیاسی
| عنوان | رویکرد چندپارادایمی به تفسیر در معماری: کاوش در معنای ایدئولوژیک در ستاد احزاب سیاسی |
|---|---|
| نویسنده | چکمیش، ا.، هاجیحاسان اوغلو، اورهان |
| تاریخ انتشار: | 2014 |
| محل انتشار | - ODTU |
| موضوع | معماری، معنا، نقد ادبی، ستاد احزاب سیاسی، ایدئولوژی |
| نوع | دوره ای |
| زبان | انگلیسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | دانشگاه اوزیغین |
| شناسه دارایی کتابخانه | 0258-5316 |
| شماره ثبت | 0cf18179-88fb-4bc1-840e-665f14cbc61a |
| محل کتابخانه | معماری |
| تاریخ | 2014 |
| متن نمونه | تلاش برای درک محیط ساخته شده در رشته های مختلف از جمله زبان شناسی و ادبیات مفهوم سازی شده است. نظریه های جاری در نقد ادبی از جنبش های مختلف در مطالعات معنا حمایت می کنند. این مقاله با استفاده از دیدگاههای نظری متفاوت نقد ادبی، رویکردی چندپارادایمی را برای تفسیر و شناخت در معماری پیشنهاد میکند. این پژوهش قصد دارد پارادایمهای قصدگرا، ساختارگرا و پساساختارگرایی را در بر گیرد که در آن معنای متنی به ترتیب بر اساس نویسنده، خود متن و خواننده مورد پرسش قرار میگیرد. بخش اول به تشریح این پارادایمهای اصلی ادبیات میپردازد و سپس بررسی گستردهای را در مطالعات معماری ارائه میکند. این مقاله با اقتباس سه روش اساسی نقد ادبی برای استفاده در تفسیر معماری، رویکرد پژوهشی همهجانبهای را ارائه میکند. این رویکرد دورههای نیتگرا، ساختارگرا و پساساختارگرایی را در بر میگیرد که مبتنی بر نظامهای فلسفی مختلف است و به ترتیب با تمرکز بر نویسنده، متن (زبان) و خواننده به معنای متنی میپردازد. رابطه متن - معنا در بافت معماری به طور خاص در این مقاله به عنوان ساختمان های ستاد احزاب سیاسی - ایدئولوژی های حزبی و. رویکرد پیشنهادی برای بررسی گفتمان ایدئولوژیک در مقر چهار حزب بزرگ در پایتخت آنکارا به کار گرفته شد. اولاً، نیت گرایی، که استدلال می کند که فقط نویسنده می تواند معنای واقعی را بداند، پیوندهای ایدئولوژیک را نیز تنها در بیان خود طراح جستجو کرده است. بنابراین، معنی از مصاحبه هایی که از معماران در مورد تصمیمات طراحی آنها پرسیده می شد، به دست آمد. از سوی دیگر، یک خوانش ساختارگرا، مفاهیم ایدئولوژیک در ساختمانها را از طریق قوانین و طرحهای معین، بر اساس زبانشناسی و نشانهشناسی مورد بحث قرار میدهد. در نهایت، نظریه دریافت پساساختارگرایانه، که با تفاسیر ذهنی، تاریخی و زیباشناختی بیشتری سروکار دارد، و نقد خواننده محور، چگونگی ارزیابی افراد ساختمان ها را در مفهوم ایدئولوژیک زیر سوال برده است. نظرسنجی های انجام شده بر روی تعداد معینی از شرکت کنندگان نشان داده است که ساختمان ها چگونه درک و تعریف می شوند. در نتیجه، هر یک از این سه تحلیل بر اساس مکان تولید معنا، ابعاد متفاوتی را در رابطه با معنای ایدئولوژیک در ساختمان ها آشکار کرده است. گمان می رود که این رویکرد چند وجهی در آشکار ساختن آگاهی روش شناختی و نظری، به ویژه در بسیاری از مطالعات معنا و تفسیر در معماری، مانند تحقیقات میدانی مورد نظر، مؤثر باشد. |
| Cilt | 31 |