دلی مهمت جاده بدشانس را انتخاب می کند.
آرشیو روایت شفاهی ترکی (دانشگاه فناوری تگزاس)
انگلیسی
کیسه حسن و دختر پادیشه.
لازهایی که از طوفان وارد شدند.
گفتم "تست!"
یوروک و سگش در مراسم نماز ظهر جمعه.
رفتار تماشاگران لاز و یک بازی فوتبال.
گردو، خیار و کدو تنبل.
مصائب مرد جوان با ریش سفید.
پسیشاه و وزیران حزبی
ناصرالدین حوجا و الاغ دو سرعته.
پاسخ ناشایست دانشجو به هوکا.
چرا بهلول دین از گرفتن همسر خودداری کرد؟
بکتاشی، انگور تخمیر شده و راه های خدا.
زبان اشاره لاز اشتباه فهمیده شده است.
خداوند از طریق یک بکتاشی هزار به یک می دهد.
مرگ گربه تمل.
ناصرالدین هوکا و فیل تامرلان
ارتباط موسیقی.
کنجکاوی و خر.
ضعیف ترس قوی که ترس قوی تر.
شعر بهلول درباره بایرام و قیامت.
کونودوغلو.
معجزه پشت سر معجزه.
دختر سرنوشت ساز فرار.
جنون الهی.
کفش ها را می چرخاند.
هوکا با یک موعظه توهین آمیز یک زن را به دست می آورد.
تسلیت محدود به ناصرالدین حوجا.
پتو رفت و مبارزه تمام شد.
موفقیت دخترخوانده.
سوال مرتبط، پاسخ عملی.
"من کلید دارم!"
بهلول دان و انگور فروش.
ناکامی پزشک در برقراری ارتباط
جوانترین پسر پادیشا در نقش اژدها کش
چرا مردم لاز اینقدر زیرک هستند
ممکن است یک داستان بلند چقدر قد داشته باشد؟
کلوغلان و دختری که هر شب به دنیای دیگر سفر می کرد.
سیگنال سنتی نادیده گرفته شد.
و گوسفند در دریا.
درک از طریق تجربه مشترک
چگونه هوکای تندرو و الاغ تندرو او را بگیریم.
وهبی یک معما را حل می کند.
آغاز یک شاعر.
خیانت در معامله
حوادث مختصر محمد و علی.
و
قصاب ساده لوح و همسر زیبایش.
کار خواستگار برای بردن دست مامان هاتون.
بکری مصطفی به بهشت پیام می دهد.
شاهکارهای معجزه آسای عزیز محمود، درویشی پیرو اوفتاده.
دو تنبلی و مشاجره مرگبار آنها.
خلیفه علی و ارث سه پسر.
حسن کهیا یک بز را با نماز تهدید می کند.
دوشیزه بی گناه تهمت زده، پری.
کلوگلان و علی چنگیز.
قیمت های فروش شمشیر و جارو همسر ناصرالدین حوکا.
اوفتاد، بنیانگذار فرقه
گرگی که خداوند به او روزی نداد.
به خیریه کمک می کند و می آموزد.
دختر صبور جاروساز (گریزلدا).
داستان بدون عنوان.
وسعت موازی های لاز.
پادیشه و گواتر همدیگر را تعلیم میدهند.
ناصرالدین حجه در نقش شکارچی
اشرف شاعر در مورد موسیقیدان کولی.
"هیچ کاری را بدون در نظر گرفتن پایان آن انجام نده."
پسر بیگ و دختر خیار (عروس جانشین).
دو درویش دزد را می گیرند.
احمد خوش تیپ، بخش حزیر.
دریاچه ماست.
نوش خوار بزرگ و اسب سوار.
ناصرالدین حوجا و کت خالی اش.
بکری مصطفی از یک فرمانده جنیچی خارج می شود.
کادای بداخلاقی و دهقانان خشمگین.
لیلا و مجنون.
کودک انگشتی.
کدو و گردو و حکمت الله.
تلفات جنگ نمک
برخی از مقدسین استان ارزنجان.
حلقه پادشاه سلیمان به دنبال.
دلی مهمت، همسر پری دریایی او و پادیشاه حسود.
شیطان از چاه.
شرط عفت بر همسر خیانتکار.
ناصرالدین حجه به در می اندیشد.
یک خاخام بده و بگیر.
باکری مصطفی و توویتس سلطان مورات اف.
عروس جایگزین.
یک علم چینی لاز کوچک.
شوکرو ساراکوغلو از هم روستاییان خود گول می زند.
ناصرالدین حوکا و نور دور.
دکتر، خودت را شفا بده
بیش از حد غیرتمند منظم.
قافیه مهد کودک.
دختر ماهی.
سه شاهزاده.
دستاوردهای قهرمانانه دو برادر رها شده.
چگونه برخی تنبل ها یک مناره را اندازه گرفتند.
نگرانی خواهر و برادر.
محمد سوار بر بوراک می شود.
ما تجربه شما را با جستجوی قدرتمندتر، فضای کار شخصی و ویژگیهای اشتراکگذاری بهبود بخشیدهایم.
حساب کاربری خود را بسازید، تحقیقات خود را با اطمینان ذخیره کنید و هر زمان که خواستید از همانجا که رها کردهاید ادامه دهید.