فقر فانی و جاودانه.
آرشیو روایت شفاهی ترکی (دانشگاه فناوری تگزاس)
انگلیسی
تلاش برای کاهش اندازه یک تخته سنگ.
وصیتنامه غیرمعمول یک پادیشاه.
اپیزود مربوط به سنگ باران.
قلعه گوراپ
چقدر می توان قد یک داستان بلند را کاهش داد؟
نجات دو بره از دست یک گرگ
مصطفی پاشا و همسر شرورش.
مولانا در مقابل حاجی بکتاش ولی.
پسر چوپان موفق، مادر شرور او و دختر پادیشه.
محمد در ارادت بی وقفه.
آتش کودک و غول.
دلی مهمت درمان را به قربانی تبدیل می کند.
بیمار روانی و دیوار خالی
اعمال شیطانی آلکاریسی.
یک هوکا و یک بیوه
کفاش و مار.
چگونه گروهی از کاراتپه پاهای خود را پیدا کردند.
گفتگوهای بهلول دین با کپه سرگین.
سه پسر و سه هدیه جادویی آنها.
بی توجهی هوکا در مورد وضعیت روانی همسر.
حورشیت و مومیهری.
مادر جنایت.
دردسر ساز عایشه.
ناصرالدین حوجا و هیزم شکن "هون!" سایر.
نیزن توفیک و سوت آب در یک مهمانی.
هویت اشتباه یک مرد کاراتپه.
چرا خرچنگ دوست ماهی است
عدالت در دادگاه مهمت دوم.
تجارت کیست؟
سنم و حجه بداخلاق.
دو فریبکار کوچک
چگونه ناخن کوچک بهترین ناخن بزرگ.
آبیاری درخت.
سرنوشت برادران کوچکتر را مورد لطف قرار می دهد و آنها را مجازات می کند.
جمعیت شناسی یک لز را می کشد.
ناصرالدین حوجا و الاغ دو سرعته.
گوش هوکا هرگز پیچ خورده است.
نمای دهقانی از روز بازار.
جوانترین پسر و غول در باغ.
حسن جاروساز.
بی مسئولیتی کودکانه یک طرح.
نصیحت یک کلاغ مادر.
"من تو را به اندازه نمک دوست دارم."
ناصرالدین حوکا و دسر.
بهلول دان و معجزه «زمان در زمان».
چرا یهودی شجاع ترین مرد بود؟
آقا سخاوتمند و آقا بخیل.
خواهر سر دیگ، تبر دندان.
هر عملی بهای خود را دارد.
احمد، مهمت و درخت سنگی.
ناصرالدین هوکا زبان اشاره را با یک دانشمند مبادله می کند.
الاغی که از مناره بالا رفت
خوش ریش.
شلوار خیلی بلند و خیلی کوتاه.
از سیاست و جنگ تا گل سرخ و بلبل.
سلیمان و کرکس.
طلبکار دائمی و بدهکار بی شرف.
جوانترین دختری که قهرمان شد.
سه قدیس پولاتلی.
ناصرالدین هوکا و شالوار یا لباس.
بهلول دان و الاغ هوکا.
کیسمت یعقوب بدبخت.
چگونه هفت لاز از صخره فرود آمدند.
احترام به نان مبارک.
کاتالوگ مقدماتی اولین هزار داستان.
کاپیتان دریای لاز آنقدر معروف بود که حتی در تاریکی هم مورد استقبال قرار گرفت.
یک به آرامی اخبار بد را منتشر می کند.
نجار صادق و تاجر بی شرف.
دو خواهر شوهر، دیوانه و باهوش.
کار خواستگار برای بردن دست مامان هاتون.
کیسه میلر.
و کوچکترین دختر
قافیه مهد کودک.
ناصرالدین حجه ترشی می فروشد.
كوچكترین همسر پادیشاه مورد بدرفتاری و بدرفتاری.
پرنده کرد.
تمرین سرد کننده یوروک ها.
مادر مرده با قاتل خود ابراز همدردی می کند.
تمثیل سیاسی
از نامزد لاز تا نامزد لاز.
دو کیسه در برابر یک و کره اغلب دزدیده شده.
پسر حسن شکارچی.
کلوگلان و کادی فریب خورده.
دید قابل تنظیم هوکا.
بهلول دان و حزیر.
مصطفی پاشا تایید شد.
شهر مردان باهوش
سرزنش بکتاشیان علیه الله.
شاهزاده خانمی که شاهزاده شد.
جوانترین پسر و قورباغه اش.
تنبل ها نمی توانند معجزه را تشخیص دهند.
لازهای شجاع تپانچه دار.
جوانترین دختر پرنده طلایی کیرازوغلو را به دست می آورد.
لاز باهوش
سه پسر پادیشاه و غول در باغ.
قدرت های خاص خلیفه عمر.
"من یک دختر آمدم و یک دختر را ترک می کنم."
توصیه های پس از مرگ ناصرالدین حوجا.
سردی دریای سیاه
ما تجربه شما را با جستجوی قدرتمندتر، فضای کار شخصی و ویژگیهای اشتراکگذاری بهبود بخشیدهایم.
حساب کاربری خود را بسازید، تحقیقات خود را با اطمینان ذخیره کنید و هر زمان که خواستید از همانجا که رها کردهاید ادامه دهید.