باریقه محمودیه در تبیین روش محمدیه و شریعت نبوی در سیره احمدیه (قسمت دوم)
(بريقة محمودية في شرح طريقة محمدية وشريعة نبوية في سيرة أحمدية (ج 2))

عنوان باریقه محمودیه در تبیین روش محمدیه و شریعت نبوی در سیره احمدیه (قسمت دوم)
عنوان اورجینال بريقة محمودية في شرح طريقة محمدية وشريعة نبوية في سيرة أحمدية (ج 2)
نویسنده محمد بن محمد بن مصطفی، الخادمی، الحسینی، الحنفی، ابوسعید، الخادمی (۱۱۷۶ق).
نویسنده اورجینال محمد بن محمد بن مصطفى، الخادمي، الحسيني، الحنفي، أبو سعيد ، الخادمي هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع اخلاق و آداب اسلامی
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 294
ابعاد فیزیکی 24.3 17.7 سم.18 12.1 سم
کتابخانه: دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20191968
محل کتابخانه 1071 / مفرد
تاریخ 21 / ربیع الثانی / 1256 ق، قرن سیزدهم هجری قمری.
یادداشت‌ها (و دارای سه ماده است) در تفسیر و فریب ها و دلایل آن (ماده اول در تفسیر و حکمش که این است) یعنی تفسیر آن (تعهد کردن به بار کسی و روی گرداندن از او) با شکستن رهبه دفع (و بغض از او و اراده بد) و افزایش آن (به حکم او و باقی ماندن). به ناحق) در مال و بدن و آبرویش (از آن چه بر او گذشت) از کینه توزی (بلکه با حق و عدالت مانند امر به معروف و نهی از منکر). حرام است) زیرا آنچه در آن صورت لازم است تسلیم شدن به او و اطاعت از او در امر و نهی اوست. زیرا تنها کاری را انجام داد که به امر خداوند متعال انجام داد، و این که انجام آن محافظت و حمایتی بود که مستلزم محبت بود، نه بغض (حتی اگر در آن بود)، یعنی اگر بغض به خاطر ظلمی بود که از آن مرتکب شد (پس حرام نیست) بلکه از روی نفرت بود (زیرا اگر نتواند ظلم و ستم حق را بگیرد). مظلوم از منفورترین مردم است (پس حق تأخیر تا قیامت دارد). این گزاره کلی، اگر چه نسبت به حقوق مادی و عارضی معتبر باشد، ولی در مورد حقوق مالی، خالی از غیب نیست; زیرا نیاز به جزئیات دارد. و در قادی خان مردی بدهکار بود شاگرد فوت کرد و بدهکار به ورثه خود بدهی نداد. محمد بن سلمه گفت: امیدوارم قرض در قیامت برای طلبه باشد و در مرگ: مردی آخرین بدهی را بدهکار بود، پس آن را پرداخت و به ناحق آن را دریغ کرد، پس صاحب دین مرد. پس نزاع در ظلم، حبس بر میت است و در دیون، ورثه انتخاب کننده است. در خاتمه، بر آخرین قرض است، پس آن را ادا کرد و به ناحق آن را نگه داشت، پس صاحب دین مرد. اکثر شیوخ گفتند: اولی حق دعوا ندارد، زیرا دعوا ناشی از آن است که بدهی به ورثه منتقل شده است و در مصیبت اگر درخواست کننده بمیرد و شخص مورد نظر ناسپاسی کند، ثواب آن در آخرت است، خواه قسم بخورد یا نه، و اگر ورثه تصمیم بگیرند که بدهی پاک شود. در بعضى از فتواها: اگر به وسيله قاضى يا والى امكان تحقق آن وجود داشته باشد، از آن غفلت كرده و آن را به آخرت موكول مى كند، سپس به ورثه منتقل مى شود و الا نه; بلکه برای سالک است و گفته شد: ثواب ثواب ضرر در عدم دادن به سائل و ثواب عین مالی به ورثه و در اینجا گفته شد که مانند اینها اگر حق به حق تعلق نگرفته باشد مانند قیمت بیع یا قرض وگرنه مانند غصب و دزدی فقط به رجحان الفاظ او برای بیننده است... حمد و حمد را به جای شکر و حمد، پیروی کرد که صلوات الله علیه و آله فرمود: حمد سرآغاز شکر است. تمکین و عمل و نقل از اول سوره تعلیم موضوع، منظورم: الحمد لله رب العالمین، ثم حمد لله سبحان از ذهن پریشان و دل غافل، گوینده که عمل نمی کند، عالمی که عمل نمی کند، واعظی که موعظه نمی کند، واعظی که موعظه نمی کند، واعظی است که موعظه نمی کند، وعاظی است که متصور نیست، ناصح می باشد و متصور است. طبیبى که مریضى را معالجه مى کند و اکثر مردم در ادعاى خوب و ناپسند بودن آن به نام او اشتباه مى کنند و به خودى خود به خاطر انتزاع زیاده خواهى ها و عمیق شدن او در تکمیل کاستی ها به خاطر شوق قدیمى الهى و بازگشت او به گناه است. ورطه ی اسیر دنیا طلبی به خاطر روحش که به آنچه فردا عرضه کرده است چشم دوخته و از روزی همراه با سعادت نترسید. پس این فرمان کجاست: (برای ما بکوشید) تا او به (آنها را به راههای خود هدایت می کنیم) در حالی که کسی که تلاش می کند فقط برای خود تلاش می کند. زیرا خداوند متعال از جهانیان بی نیاز است (و هر که به عقب برگردد به خدا ذره ای ضرری نمی رساند). از خداوند برای گفتار بدون عمل و ادعای علم با کاستی‌ها و نقص‌ها و هر که جرأت کند ما را به تظاهر در کتابی که نوشته‌ایم یا سخنی که به آن نگاه کرده‌ایم یا دانشی که گرفته‌ایم و از هر آنچه از زمان لغزیده یا تحت الشعاع قلم قرار گرفته است، بخواهم. از او می خواهیم که آن را بار و بلا قرار ندهد و آن را بهانه ای برای عفو و گذشت و آرامش خاطر قرار دهد. خدا نکند که هدف این باشد که خود را یکی از نویسندگان بشمارم، بلکه یک دستاورد باشد. وعده ای که در پیشگاه مولای اول و آخر بوده خدمت و تقرب به رحمت جهانیان است. شاید خداوند مرا در گروه خود با نیکوکاران محشور کند. مسکیه درست قبل از مقدرات بزرگ واقع شد و اثر فضیلت با نشانه های مقدس و حرکات انسانی ظاهر شد که حاکی از پذیرش و احسان برای همه متمسکان به عفو و بخشش است، پس حمد و سپس حمد و ثنای خداوند متعال در آخرت و اولوالعزم است، و صلوات و درود بر همه اولیاء و رسولان و رسولان و رسولان و رسولان و اولوالعزم درود. بر خانواده همه...
Kaynaklar ve Referanslar إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون إسماعيل باشا بن محمد أمين بن مير سليم الباباني البغدادي (1339) ( 1 / 180 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 7 / 68 )
Mecmua İçindeki Sıra No 1
Satır Sayısı 23
مشاهده در منبع دارالمختوتات - دار المخطوطات دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دارالمختوتات - دار المخطوطات

باریقه محمودیه در تبیین روش محمدیه و شریعت نبوی در سیره احمدیه (قسمت دوم)

(بريقة محمودية في شرح طريقة محمدية وشريعة نبوية في سيرة أحمدية (ج 2))
نویسنده محمد بن محمد بن مصطفی، الخادمی، الحسینی، الحنفی، ابوسعید، الخادمی (۱۱۷۶ق).
نویسنده اورجینال محمد بن محمد بن مصطفى، الخادمي، الحسيني، الحنفي، أبو سعيد ، الخادمي هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع اخلاق و آداب اسلامی
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 294
ابعاد فیزیکی 24.3 17.7 سم.18 12.1 سم
کتابخانه دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20191968
محل کتابخانه 1071 / مفرد
تاریخ 21 / ربیع الثانی / 1256 ق، قرن سیزدهم هجری قمری.
یادداشت‌ها (و دارای سه ماده است) در تفسیر و فریب ها و دلایل آن (ماده اول در تفسیر و حکمش که این است) یعنی تفسیر آن (تعهد کردن به بار کسی و روی گرداندن از او) با شکستن رهبه دفع (و بغض از او و اراده بد) و افزایش آن (به حکم او و باقی ماندن). به ناحق) در مال و بدن و آبرویش (از آن چه بر او گذشت) از کینه توزی (بلکه با حق و عدالت مانند امر به معروف و نهی از منکر). حرام است) زیرا آنچه در آن صورت لازم است تسلیم شدن به او و اطاعت از او در امر و نهی اوست. زیرا تنها کاری را انجام داد که به امر خداوند متعال انجام داد، و این که انجام آن محافظت و حمایتی بود که مستلزم محبت بود، نه بغض (حتی اگر در آن بود)، یعنی اگر بغض به خاطر ظلمی بود که از آن مرتکب شد (پس حرام نیست) بلکه از روی نفرت بود (زیرا اگر نتواند ظلم و ستم حق را بگیرد). مظلوم از منفورترین مردم است (پس حق تأخیر تا قیامت دارد). این گزاره کلی، اگر چه نسبت به حقوق مادی و عارضی معتبر باشد، ولی در مورد حقوق مالی، خالی از غیب نیست; زیرا نیاز به جزئیات دارد. و در قادی خان مردی بدهکار بود شاگرد فوت کرد و بدهکار به ورثه خود بدهی نداد. محمد بن سلمه گفت: امیدوارم قرض در قیامت برای طلبه باشد و در مرگ: مردی آخرین بدهی را بدهکار بود، پس آن را پرداخت و به ناحق آن را دریغ کرد، پس صاحب دین مرد. پس نزاع در ظلم، حبس بر میت است و در دیون، ورثه انتخاب کننده است. در خاتمه، بر آخرین قرض است، پس آن را ادا کرد و به ناحق آن را نگه داشت، پس صاحب دین مرد. اکثر شیوخ گفتند: اولی حق دعوا ندارد، زیرا دعوا ناشی از آن است که بدهی به ورثه منتقل شده است و در مصیبت اگر درخواست کننده بمیرد و شخص مورد نظر ناسپاسی کند، ثواب آن در آخرت است، خواه قسم بخورد یا نه، و اگر ورثه تصمیم بگیرند که بدهی پاک شود. در بعضى از فتواها: اگر به وسيله قاضى يا والى امكان تحقق آن وجود داشته باشد، از آن غفلت كرده و آن را به آخرت موكول مى كند، سپس به ورثه منتقل مى شود و الا نه; بلکه برای سالک است و گفته شد: ثواب ثواب ضرر در عدم دادن به سائل و ثواب عین مالی به ورثه و در اینجا گفته شد که مانند اینها اگر حق به حق تعلق نگرفته باشد مانند قیمت بیع یا قرض وگرنه مانند غصب و دزدی فقط به رجحان الفاظ او برای بیننده است... حمد و حمد را به جای شکر و حمد، پیروی کرد که صلوات الله علیه و آله فرمود: حمد سرآغاز شکر است. تمکین و عمل و نقل از اول سوره تعلیم موضوع، منظورم: الحمد لله رب العالمین، ثم حمد لله سبحان از ذهن پریشان و دل غافل، گوینده که عمل نمی کند، عالمی که عمل نمی کند، واعظی که موعظه نمی کند، واعظی که موعظه نمی کند، واعظی است که موعظه نمی کند، وعاظی است که متصور نیست، ناصح می باشد و متصور است. طبیبى که مریضى را معالجه مى کند و اکثر مردم در ادعاى خوب و ناپسند بودن آن به نام او اشتباه مى کنند و به خودى خود به خاطر انتزاع زیاده خواهى ها و عمیق شدن او در تکمیل کاستی ها به خاطر شوق قدیمى الهى و بازگشت او به گناه است. ورطه ی اسیر دنیا طلبی به خاطر روحش که به آنچه فردا عرضه کرده است چشم دوخته و از روزی همراه با سعادت نترسید. پس این فرمان کجاست: (برای ما بکوشید) تا او به (آنها را به راههای خود هدایت می کنیم) در حالی که کسی که تلاش می کند فقط برای خود تلاش می کند. زیرا خداوند متعال از جهانیان بی نیاز است (و هر که به عقب برگردد به خدا ذره ای ضرری نمی رساند). از خداوند برای گفتار بدون عمل و ادعای علم با کاستی‌ها و نقص‌ها و هر که جرأت کند ما را به تظاهر در کتابی که نوشته‌ایم یا سخنی که به آن نگاه کرده‌ایم یا دانشی که گرفته‌ایم و از هر آنچه از زمان لغزیده یا تحت الشعاع قلم قرار گرفته است، بخواهم. از او می خواهیم که آن را بار و بلا قرار ندهد و آن را بهانه ای برای عفو و گذشت و آرامش خاطر قرار دهد. خدا نکند که هدف این باشد که خود را یکی از نویسندگان بشمارم، بلکه یک دستاورد باشد. وعده ای که در پیشگاه مولای اول و آخر بوده خدمت و تقرب به رحمت جهانیان است. شاید خداوند مرا در گروه خود با نیکوکاران محشور کند. مسکیه درست قبل از مقدرات بزرگ واقع شد و اثر فضیلت با نشانه های مقدس و حرکات انسانی ظاهر شد که حاکی از پذیرش و احسان برای همه متمسکان به عفو و بخشش است، پس حمد و سپس حمد و ثنای خداوند متعال در آخرت و اولوالعزم است، و صلوات و درود بر همه اولیاء و رسولان و رسولان و رسولان و رسولان و اولوالعزم درود. بر خانواده همه...
Kaynaklar ve Referanslar إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون إسماعيل باشا بن محمد أمين بن مير سليم الباباني البغدادي (1339) ( 1 / 180 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 7 / 68 )
Mecmua İçindeki Sıra No 1
Satır Sayısı 23
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید