قطرات شبنم و پژواک
(قطر الندى وبل الصدى)

عنوان قطرات شبنم و پژواک
عنوان اورجینال قطر الندى وبل الصدى
نویسنده عبدالله بن یوسف بن احمد، ابن هشام، الانصاری، المصری، الحنبلی، جمال الدین، ابومحمد، ابن هشام (761ق).
نویسنده اورجینال عبدالله بن يوسف بن أحمد، ابن هشام، الأنصاري، المصري، الحنبلي، جمال الدين، أبو محمد ، ابن هشام هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع گرامر
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 9
ابعاد فیزیکی 24.2 16 سم.20.7 13.4 سم
کتابخانه: دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20192029
محل کتابخانه 1144 / مفرد
تاریخ 29 / محرم / 1305 هجری قمری، قرن چهاردهم هجری قمری
یادداشت‌ها ... لغت در لسان جملات سودمندی است، مانند قول حق تعالی (خیر، لفظی است که فرمود) اشاره به خدای فرموده او: (پروردگارا مرا برگردان تا در آنچه از خود باقی گذاشته ام عمل صالح انجام دهم). در اصطلاح، گزاره مفرد، و مراد از قول، لفظ دلالت بر مراد من است، مانند مرد و اسب.  این یک اسم، یک فعل و یک حرف است. در مورد نام آن به «ال» به «رجال» و «تنوین» به «رجال» و به «کاعذاربات» گفته می شود. دو دوگانه است: عربی است که بر اثر عوامل دخیل در آن، مانند زید، پایان آن تغییر می کند. بنا شده و غیر از آن است، مانند اینها در وجوب کسری، و همچنین حَسَم و دیروز در لسان حجازیان، و یازده و خواهرانش در وجوب فتحه، و مانند قبل و بعد و خواهرانشان در وجوب حمّه اگر مقصود از کامن و امثال آن باشد، در وجوب کسری، و مانند آن. sukun که مبدأ بنا است. در مورد فعل به سه دسته تقسیم می شود: ماضی: معروف به صُکون تاء مؤنث است. بر فتح به صورت حرب ساخته شده است، مگر با واو گروه، پس به صورت حروب اضافه می شود و ضمیر اسمی متحرک به صورت حربوت ساکت است. از جمله آنها بله، بدبختی و شاید است، اما صحیح تر نیست. سفارش: با نشان دادن درخواست با پذیرش آدرس مشخص می شود. و بنای آن بر سکون است مانند ضراب جز نامنظم پس انتهای آن محو می شود مانند غاز و خوف و قوم و مانند قومه و قومو و قومی پس نون حذف می شود. و از آن به لسان تمیم بیایند و به صحیحتر بیایند .... باب توقف در فصیحتر: به نحو رحمانی با حاء و به نحو مثبت با تا و به نحو حکمی در اسماء و مجهول به حذف و به نحو قاضی در هر دو به تصدیق. متوقف بر اگر و مانند {لانصفا} و من زید را با الف دیدم که می نویسند و الف بعد از واو گروه چنانکه گفته اند نوشته می شود بدون اینکه اصل آن را زید نخواند و الف با یاء ترسیم می شود اگر از این سه مثل فراتر رود و برگزیده یا اصل آن الف و الف در الفاظ و پسر به عنوان کفاء و پسر است به عنوان کاع. باب: حمزه اسم با کسری و ضمه و حمزه پسر و پسر و دختر و مرد و زن و مضاعف آنها و دو و دو و پسر، و خداوند سوگند را با فتحه یا با کسری در دست راست قرار داده است: وصل حمزه، یعنی مؤید بیش از چهار شروع و دهمزه وصل و ماضی است. حروفی مانند استخراج به آن و منشأ آن امر می کند و به ثلاث امر می کند مانند کشتن و هجوم و هجوم با شمول آنها و ضربه زدن و راه رفتن و رفتن. مثل بقیه شکسته
Kaynaklar ve Referanslar كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون مصطفى بن عبد الله حاجي خليفة (1067) ( 2 / 1352 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 4 / 147 )
Müstensih محمد عبد الرحمن
Satır Sayısı 21
Yazı Türü النسخ
مشاهده در منبع دارالمختوتات - دار المخطوطات دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی دارالمختوتات - دار المخطوطات

قطرات شبنم و پژواک

(قطر الندى وبل الصدى)
نویسنده عبدالله بن یوسف بن احمد، ابن هشام، الانصاری، المصری، الحنبلی، جمال الدین، ابومحمد، ابن هشام (761ق).
نویسنده اورجینال عبدالله بن يوسف بن أحمد، ابن هشام، الأنصاري، المصري، الحنبلي، جمال الدين، أبو محمد ، ابن هشام هــ
محل انتشار - خانه نسخ خطی اسلامی
موضوع گرامر
نوع kitap
زبان عربی
دیجیتال خیر
نسخه خطی بله
تعداد صفحات 9
ابعاد فیزیکی 24.2 16 سم.20.7 13.4 سم
کتابخانه دارالمختوتات - دار المخطوطات
شماره ثبت 20192029
محل کتابخانه 1144 / مفرد
تاریخ 29 / محرم / 1305 هجری قمری، قرن چهاردهم هجری قمری
یادداشت‌ها ... لغت در لسان جملات سودمندی است، مانند قول حق تعالی (خیر، لفظی است که فرمود) اشاره به خدای فرموده او: (پروردگارا مرا برگردان تا در آنچه از خود باقی گذاشته ام عمل صالح انجام دهم). در اصطلاح، گزاره مفرد، و مراد از قول، لفظ دلالت بر مراد من است، مانند مرد و اسب.  این یک اسم، یک فعل و یک حرف است. در مورد نام آن به «ال» به «رجال» و «تنوین» به «رجال» و به «کاعذاربات» گفته می شود. دو دوگانه است: عربی است که بر اثر عوامل دخیل در آن، مانند زید، پایان آن تغییر می کند. بنا شده و غیر از آن است، مانند اینها در وجوب کسری، و همچنین حَسَم و دیروز در لسان حجازیان، و یازده و خواهرانش در وجوب فتحه، و مانند قبل و بعد و خواهرانشان در وجوب حمّه اگر مقصود از کامن و امثال آن باشد، در وجوب کسری، و مانند آن. sukun که مبدأ بنا است. در مورد فعل به سه دسته تقسیم می شود: ماضی: معروف به صُکون تاء مؤنث است. بر فتح به صورت حرب ساخته شده است، مگر با واو گروه، پس به صورت حروب اضافه می شود و ضمیر اسمی متحرک به صورت حربوت ساکت است. از جمله آنها بله، بدبختی و شاید است، اما صحیح تر نیست. سفارش: با نشان دادن درخواست با پذیرش آدرس مشخص می شود. و بنای آن بر سکون است مانند ضراب جز نامنظم پس انتهای آن محو می شود مانند غاز و خوف و قوم و مانند قومه و قومو و قومی پس نون حذف می شود. و از آن به لسان تمیم بیایند و به صحیحتر بیایند .... باب توقف در فصیحتر: به نحو رحمانی با حاء و به نحو مثبت با تا و به نحو حکمی در اسماء و مجهول به حذف و به نحو قاضی در هر دو به تصدیق. متوقف بر اگر و مانند {لانصفا} و من زید را با الف دیدم که می نویسند و الف بعد از واو گروه چنانکه گفته اند نوشته می شود بدون اینکه اصل آن را زید نخواند و الف با یاء ترسیم می شود اگر از این سه مثل فراتر رود و برگزیده یا اصل آن الف و الف در الفاظ و پسر به عنوان کفاء و پسر است به عنوان کاع. باب: حمزه اسم با کسری و ضمه و حمزه پسر و پسر و دختر و مرد و زن و مضاعف آنها و دو و دو و پسر، و خداوند سوگند را با فتحه یا با کسری در دست راست قرار داده است: وصل حمزه، یعنی مؤید بیش از چهار شروع و دهمزه وصل و ماضی است. حروفی مانند استخراج به آن و منشأ آن امر می کند و به ثلاث امر می کند مانند کشتن و هجوم و هجوم با شمول آنها و ضربه زدن و راه رفتن و رفتن. مثل بقیه شکسته
Kaynaklar ve Referanslar كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون مصطفى بن عبد الله حاجي خليفة (1067) ( 2 / 1352 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 4 / 147 )
Müstensih محمد عبد الرحمن
Satır Sayısı 21
Yazı Türü النسخ
دارالمختوتات - دار المخطوطات - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
دارالمختوتات - دار المخطوطات شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید