شرح اعظم مختصر خلیل (قطعه)
(الشرح الكبير على مختصر خليل (قطعة))
| عنوان | شرح اعظم مختصر خلیل (قطعه) |
|---|---|
| عنوان اورجینال | الشرح الكبير على مختصر خليل (قطعة) |
| نویسنده | احمد بن محمد بن احمد، الدردیر، العدوی، الازهری، مالکی، ابوالبرکات، الدردیر (1201ق). |
| نویسنده اورجینال | أحمد بن محمد بن أحمد، الدَّرْدِير، العدوي، الأزهري، المالكي، أبو البركات ، الدردير هــ |
| محل انتشار | - خانه نسخ خطی اسلامی |
| موضوع | فقه مالکی |
| نوع | كتاب |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | خیر |
| نسخه خطی | بله |
| تعداد صفحات | 83 |
| ابعاد فیزیکی | 23.8 18 سم.17 11 سم |
| کتابخانه: | دارالمختوتات - دار المخطوطات |
| شماره ثبت | 20192068 |
| محل کتابخانه | 1164 / مفرد |
| یادداشتها | (با دیدن مقداری معادل) پیمانه ای مانند گندم و وزنی مانند پنبه و کتان، بر خلاف تخمینگر، دیدن مقداری از آن (و) دیدن (چخماق) با شکستن سعد و وصل کردن آنها کافی نیست، که همان چیزی است که مانند پوست انار یا پوست انار که به مقداری از پوست بادام، یک دانه، بادام است، باقی می ماند. حتی اگر هیچ یک از آن را نشکند، برای دیدن آنچه در آن است (و) خرید یا فروش بر اساس آن (بر) اوصاف نوشته شده در (برنامه) با باز کردن با و شکستن م، یعنی دفتری که در آن شرح مطالب نوشته شده، جایز است. انصافاً لباس فروخته شده در آن حد از روی ناچاری خریده شود، اگر در آن حد معلوم شود، واجب است، وگرنه خریدار ارجح است (و) خرید یا فروش (از نابینا) جایز است، خواه نابینا به دنیا آمده باشد یا در جوانی یا پیری برای او اتفاق افتاده باشد و این بستگی به اوصاف کالای فروخته شده دارد (و قبل از هر روز) عقد (و کالای فروخته شده معمولاً (بعد از آن) تغییر نمی کند (بعد از آن) تا زمان عقد حتی اگر جلسه عقد حاضر باشد و اگر بعد از آن تغییر کند جایز نیست تصمیم گیری شود و جایز است که رؤیت شود) (و) فروشنده (مدعی) سوگند یاد کرد که تخلف نکند (مسئله بیع) را از دست داده یا آن را بخرد (مسئله بیع) را از دست داده است. و ادعای تخلف کرد، پس فروشنده به او گفت: بلکه آن را عوض کردی، و آنچه برای قسم گرفته می شود، قول اوست: (که موافقت او) یعنی توافق با آنچه در عدل است، یعنی توافق (با آنچه نوشته شده) در برنامه است. اگر سوگند خریدار نقض شود و کالای فروخته شده مسترد شود (و) پرداخت کننده ادعایی سوگند یاد کند (بد یا ناقص نپردازد) که پرداخت کننده دینار یا درهم، صراف، بدهکار یا قرض دهنده است. یا دیگران اگر گیرنده آنها را به قول گیرنده اسب تصرف کند، گیرنده ادعا می کند که آنها یا چیزی از آنها را بد یا ناقص یافته است و پرداخت کننده انکار می کند که آنها از درهمهای او هستند و در صورت کمبود تعداد سوگند یاد می کند که مطلقاً تصمیم بگیرد، و در صورت عدم وزن ثابت نمی شود که آنها تقلب می کنند. سپس سوگند یاد می کند که در مورد آنها تصمیم بگیرد. همه اینها در صورتی است که قبول کنند که آنها را در جوارح گرفت یا مخالفت کردند و اگر قبول کردند که آنها را برای نشان دادن یا وزن کردن آنها گرفت، به کسی که آنها را در بد و ناقص سوگند خورده است ... (و) برای تو ای خیانت کننده، اجاره حیوانی (که گاز می گیرد) پس از آن که به من نزدیک است، بگوید. گاز گرفتن (یا بی بند و باری)، یعنی اطاعتش سخت است (یا کور) که شب نمی بیند (یا) آن چیزی که (پشتش زشت است) که به مسافرت یا بارش ضرر می رساند یا بوی سوارش را می دهد (گویا) گاو نر را کرایه می کند تا مثلاً (هر روز برای شما آسیاب کند). (اربیدین) مثلاً (برای یک درهم) مثلاً (و پیدا شد که آسیاب نمی کند) در روز (غیر از اردیب) مثلاً، پس مراد کمتر از آن است که عقد به آن منعقد شده است، پس اختیار دارید که آن را باطل کنید و آن را نگه دارید، سپس اگر آن را باطل کرد، نصف درهم در اردیب به او می رسد یا تمام آن را دارد، و اگر مانند آن را دارد، مانند آن را می دهد، و اگر مانند آن را داشته باشد، مانند آن است. خیار ضرر او را نفی می کند و هر یک از آنها در دلیل لازم است. سپس این فرع از آن است که زمان و کار با هم جمع می شود و جمع آنها موجب بطلان اجاره می شود، زیرا به حکم متکّل مساوی هستند یا کار به توافق زیاد از وقت می شود و اگر زمان از کار زیاد شود فاسد می شود؟ این همان چیزی است که ابن رشد ابتدا اعلام کرد و سخنان ابن عبدالسلام همان طور که در بالا ذکر شد، اتکای آن را تأیید می کند. پس آنچه در اینجا است چنین پنداشته می شود که هنگام انعقاد اجاره، گمان می کردند که زمان از کار فراتر می رود، چنان که قول مؤلف بر آن دلالت دارد: و مستاجر در حمل حیوان یا در ساییدن (یا کم شدن چیزی که شبیه پیمانه معمولی است) (یا کم شدن چیزی که شبیه آن است) می یابد، یعنی افزایش می دهد یا کاهش می دهد (به اندازه ای که به اندازه آن را انجام نمی دهید). زیاده روی (و شما سرزنش نمی کنید) برای کمبود. این موضوع نسبت به موضوع قبل از آن عمومیت بیشتری دارد زیرا شامل مسئله گاو نر و غیر آن می شود. باب: که در آن به اجاره حمام و خانه و غلام و زمین و اختلاف مستأجران... اشاره کرده است. |
| Kaynaklar ve Referanslar | المعجم المختص محمد مرتضى الزبيدي (1205) ( 123 ) الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين خير الدين بن محمود بن محمد بن علي بن فارس الزركلي (1396) ( 1 / 244 ) |
| Satır Sayısı | 23 |
| Yazı Türü | المبسوط |