کتاب داستان و حکایت || کتابی حاوی داستان ها و داستان های تاریخی و اسطوره ای
(كتاب في القصص والحكاياتكتاب فيه قصص وحكايات تاريخيه وخرافيه)
| عنوان |
کتاب داستان و حکایت || کتابی حاوی داستان ها و داستان های تاریخی و اسطوره ای |
| عنوان اورجینال
|
كتاب في القصص والحكاياتكتاب فيه قصص وحكايات تاريخيه وخرافيه
|
| موضوع |
تاريخ |
| نوع |
kitap |
| زبان |
عربی |
| دیجیتال |
بله
|
| نسخه خطی |
بله
|
| ابعاد فیزیکی |
62 ورقة 18 سطر ، المقاس الداخلي 20,5x15 سم |
| کتابخانه: |
کتابخانه ملی ملک فهد |
| شماره ثبت |
0f2a4bf2-30f3-7703-05a2-ce9725f072c1 |
| محل کتابخانه |
مرکز تحقیقات و مطالعات اسلامی ملک فیصل |
| یادداشتها |
اندازه خارجی: 20.5 × 15 سانتی متر. ابتدای خط: گفته می شود و خدا بهتر می داند که در قدیم... قیروان و برادری داشت که او را ساخت... پادشاه پسری به نام عزیر داشت و وزیر بود... عزیر پسر پادشاه دیر فهم و کم سخن و کسل کننده بود و متوجه نمی شد و نمی فهمید که چه عنوانی به او گفته می شود و نه ما می گویند. برگه اول با بقیه برگه ها متفاوت است، زیرا با جوهر و کاغذ تازه و بدون مقدمه نوشته شده بود. رطوبت و رطوبت روی برگ های آن تأثیر گذاشته و باعث فرسایش برخی از آنها به خصوص در وسط آن شده است. این دست نوشته ها حاوی داستان ها، داستان ها و رمان های تاریخی، شاید مربوط به قرن چهارم هجری بود و حاوی داستان هایی درباره جن و لطیفه های بسیاری بود. برگ هایش شکسته است. پایان خط: چون سفیدی مچ او را دید، گفت: ای بانوی من، چنان مچ بی دستبند می ماند و تو به ماه آراسته شده ای. گفت: ای مولای من، هر که برهنه را دوست دارد، او را می پوشاند. پس دستش را به جیبش دراز کرد و برای او بیست دینار بزرگ که یکصد و چهل اشرف است بیرون آورد. |
| Yazı Tipi |
نسخ |