جغرافیا به مثابه عنصر شکل دهنده جوامع در تاریخ نگاری اسلامی: نمونه مسعودی

عنوان جغرافیا به مثابه عنصر شکل دهنده جوامع در تاریخ نگاری اسلامی: نمونه مسعودی
نویسنده کایا اونال، زینب
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع مجله الهیات هیتی، 04-2024، ش23 (دین و جغرافیا)، ص 175-189
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1410999
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_dbf2b0b612024686a146dabc4ee68445
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها مورخان مسلمان تمایل داشته اند آثار خود را از آفرینش آغاز کنند که آن را به عنوان آغاز تاریخ می پذیرند. به این ترتیب تاریخ هستی سرآغاز تاریخ بشر تلقی شد و در کنار تاریخ انبیا به تاریخ اسلام پیوند خورد. مسعودی 4./10 است. علاوه بر این، در قرن نوزدهم، او جغرافیای جهان را با خشکی‌ها، دریاها و آب‌های آن معرفی کرد و متنی را تهیه کرد که تقریباً به طور همزمان تاریخ را با مکانی که در آن رخ داده بود، مورد بحث قرار داد. همین ویژگی نویسنده باعث شد نام او در میان جغرافی دانان و نیز مورخان اسلامی مطرح شود. با این حال، رویکرد مسعودی به جغرافیا کاملاً با رویکرد یک نویسنده جغرافیا متفاوت است. نگارنده به ارزیابی جغرافیای تاریخی همراه با تاریخ جغرافیایی پرداخته است. او به دقت ثبت کرد که چگونه زمین، که او با جانوران و گیاهان آن مطالعه کرد، بر تاریخ بشر تأثیر گذاشت، جوامع را شکل داد و به نوبه خود، چگونه جوامع بر محیط خود تأثیر گذاشت. مسعودی که تحقیقات خود را فراتر از اطلاعاتی بود که از منابع مکتوب دریافت می کرد، در سفرهای خود به دقت بررسی و بیان کرد. او سعی می کرد با مذاکره با اهالی، تجار و ملوانان، مسائلی را که در مورد آنها کنجکاو یا تردید داشت، روشن کند. به این ترتیب اطلاعاتی را که از طریق مشاهدات و بررسی ها به دست می آورد در برخی موارد مقدم بر منابع مکتوب قرار می داد. به این ترتیب او با پرداختن به جغرافیای انسانی، تاریخ نگاری انسان محور را تولید کرد. این مقاله بر آن است تا بر اساس توضیحات مسعودی در آثار باقی‌مانده موروکوزذهب و تنبیه ولعشراف، آثاری را که در نتیجه رابطه انسان با جغرافیای زمین ایجاد می‌شود، طبقه‌بندی کند. بنابراین تفاوت های فرهنگی بین جوامع در مورد نیازهای اساسی مانند تغذیه و سرپناه. علاوه بر این، تأثیر فعالیت هایی مانند اهلی کردن حیوانات و سازگاری گیاهان بر تاریخ بشر، همانطور که در تاریخ نگاری نویسنده آمده است، مشخص خواهد شد. در این مجال، سهم تلقی جغرافیا به عنوان عنصری از روایت تاریخی در عرصه تاریخ نگاری بیان می شود و مشاهده می شود که رویکرد پیشگامانه مسعودی این فرصت را فراهم می کند تا از دریچه ای متفاوت به تاریخ نگاه کنیم. بدین منظور ابتدا به شرح موقعیت زمین در جهان هستی که در آثار نویسنده آمده است توضیح داده خواهد شد. مسعودی در حالی که جهان را از چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاک می‌گوید، مطابق با رویکرد علمی غالب عصر خود، به فاصله اجرام سماوی از این مواد فرودست جهان زیر قمری نیز اشاره می‌کند. او همچنین می داند که عامل اصلی شکل گیری فصول روی زمین، اجرام آسمانی هستند. وقتی صحبت از توصیف نویسنده از زمین به میان می آید، مشاهده می شود که او بر اساس منظومه کیشور ایرانی الاصل است. بر این اساس، مرکز زمین، اقلیم بابل/عراق است، منطقه ای که مسعودی در آن متولد شد و اولین سال های زندگی خود را در آن گذراند. جغرافیای مستقر جهان با شش اقلیم که این اقلیم را در بر می گیرد به تصویر کشیده شده است. در اطلاعاتی که او در مورد تأثیر جغرافیا بر زندگی زنده می دهد، مشاهده می شود که مسعودی به این توصیفات بسنده نکرده و با به کارگیری دانش نظری در مورد همه موجودات روی زمین، اعم از انسان، حیوان و گیاه، خودنمایی می کند. جبر جغرافیایی نویسنده به وضوح توضیح می دهد که چگونه هر منطقه آب و هوایی با ویژگی های منحصر به فرد خود بر زندگی تأثیر می گذارد. این تأثیر نه تنها از نظر جسمی مانند تغییر رنگ پوست افراد، بلکه در تغییر وضعیت روحی و یا بروز بیماری ها نیز خود را نشان می دهد. بنابراین به عقیده نگارنده، شناخت ویژگی های یک منطقه نیز امکان دستیابی به اطلاعات کافی برای تبیین بسیاری از شرایط مادی و معنوی مردم آن اقلیم را فراهم می کند. اگرچه مسعودی اساساً این توضیحات را از منابع مکتوب گردآوری کرده است، اما برای اثبات آنها هم از مشاهدات خود و هم از اطلاعاتی که از طریق تحقیقات خود به دست آورده است، استفاده کرده است. بنابراین، همانطور که در موقعیت مرکزی آب و هوای بابل مشاهده می شود، منطقه و جامعه ای را که در آن زندگی می کرد به عنوان پایه پذیرفت و این را با دلایلی توضیح داد که کاملاً موجه می دانست. مرجع نویسنده معتدل ترین منطقه، معتدل ترین جامعه، یعنی منطقه عراق و مردم آن است. بنابراین، مسعودی نه تنها به عنوان نویسنده، بلکه به این دلیل که در معتدل ترین نقطه روی زمین به دنیا آمده و زندگی کرده است، در مرکز روایت او قرار می گیرد. عناصر مورد بحث در این مقاله نشان می دهد که سهم مسعودی در تاریخ نگاری اسلامی به عنوان یک مورخ با ارزیابی او از جغرافیا به عنوان عنصر اساسی تاریخ مرتبط است. هدف این مقاله اثبات تأثیر جغرافیا در شکل‌دهی جوامع و در نتیجه تاریخ، به‌ویژه در روایت مسعودی است.
Detaylı Başlık İslâm Tarihçiliğinde Toplumları Şekillendiren Bir Unsur Olarak Coğrafya: Mes‘ûdî Örneği
مشاهده در منبع کتابخانه لیتیر کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی کتابخانه لیتیر

جغرافیا به مثابه عنصر شکل دهنده جوامع در تاریخ نگاری اسلامی: نمونه مسعودی

نویسنده کایا اونال، زینب
محل انتشار دانشگاه بازدید - دانشگاه بازدید
موضوع مجله الهیات هیتی، 04-2024، ش23 (دین و جغرافیا)، ص 175-189
نوع كتاب
زبان ara,eng,tur
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه کتابخانه لیتیر
شناسه دارایی کتابخانه ISSN: 2757-6949, EISSN: 2757-6949, DOI: 10.14395/hid.1410999
شماره ثبت cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_dbf2b0b612024686a146dabc4ee68445
محل کتابخانه دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد
یادداشت‌ها مورخان مسلمان تمایل داشته اند آثار خود را از آفرینش آغاز کنند که آن را به عنوان آغاز تاریخ می پذیرند. به این ترتیب تاریخ هستی سرآغاز تاریخ بشر تلقی شد و در کنار تاریخ انبیا به تاریخ اسلام پیوند خورد. مسعودی 4./10 است. علاوه بر این، در قرن نوزدهم، او جغرافیای جهان را با خشکی‌ها، دریاها و آب‌های آن معرفی کرد و متنی را تهیه کرد که تقریباً به طور همزمان تاریخ را با مکانی که در آن رخ داده بود، مورد بحث قرار داد. همین ویژگی نویسنده باعث شد نام او در میان جغرافی دانان و نیز مورخان اسلامی مطرح شود. با این حال، رویکرد مسعودی به جغرافیا کاملاً با رویکرد یک نویسنده جغرافیا متفاوت است. نگارنده به ارزیابی جغرافیای تاریخی همراه با تاریخ جغرافیایی پرداخته است. او به دقت ثبت کرد که چگونه زمین، که او با جانوران و گیاهان آن مطالعه کرد، بر تاریخ بشر تأثیر گذاشت، جوامع را شکل داد و به نوبه خود، چگونه جوامع بر محیط خود تأثیر گذاشت. مسعودی که تحقیقات خود را فراتر از اطلاعاتی بود که از منابع مکتوب دریافت می کرد، در سفرهای خود به دقت بررسی و بیان کرد. او سعی می کرد با مذاکره با اهالی، تجار و ملوانان، مسائلی را که در مورد آنها کنجکاو یا تردید داشت، روشن کند. به این ترتیب اطلاعاتی را که از طریق مشاهدات و بررسی ها به دست می آورد در برخی موارد مقدم بر منابع مکتوب قرار می داد. به این ترتیب او با پرداختن به جغرافیای انسانی، تاریخ نگاری انسان محور را تولید کرد. این مقاله بر آن است تا بر اساس توضیحات مسعودی در آثار باقی‌مانده موروکوزذهب و تنبیه ولعشراف، آثاری را که در نتیجه رابطه انسان با جغرافیای زمین ایجاد می‌شود، طبقه‌بندی کند. بنابراین تفاوت های فرهنگی بین جوامع در مورد نیازهای اساسی مانند تغذیه و سرپناه. علاوه بر این، تأثیر فعالیت هایی مانند اهلی کردن حیوانات و سازگاری گیاهان بر تاریخ بشر، همانطور که در تاریخ نگاری نویسنده آمده است، مشخص خواهد شد. در این مجال، سهم تلقی جغرافیا به عنوان عنصری از روایت تاریخی در عرصه تاریخ نگاری بیان می شود و مشاهده می شود که رویکرد پیشگامانه مسعودی این فرصت را فراهم می کند تا از دریچه ای متفاوت به تاریخ نگاه کنیم. بدین منظور ابتدا به شرح موقعیت زمین در جهان هستی که در آثار نویسنده آمده است توضیح داده خواهد شد. مسعودی در حالی که جهان را از چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاک می‌گوید، مطابق با رویکرد علمی غالب عصر خود، به فاصله اجرام سماوی از این مواد فرودست جهان زیر قمری نیز اشاره می‌کند. او همچنین می داند که عامل اصلی شکل گیری فصول روی زمین، اجرام آسمانی هستند. وقتی صحبت از توصیف نویسنده از زمین به میان می آید، مشاهده می شود که او بر اساس منظومه کیشور ایرانی الاصل است. بر این اساس، مرکز زمین، اقلیم بابل/عراق است، منطقه ای که مسعودی در آن متولد شد و اولین سال های زندگی خود را در آن گذراند. جغرافیای مستقر جهان با شش اقلیم که این اقلیم را در بر می گیرد به تصویر کشیده شده است. در اطلاعاتی که او در مورد تأثیر جغرافیا بر زندگی زنده می دهد، مشاهده می شود که مسعودی به این توصیفات بسنده نکرده و با به کارگیری دانش نظری در مورد همه موجودات روی زمین، اعم از انسان، حیوان و گیاه، خودنمایی می کند. جبر جغرافیایی نویسنده به وضوح توضیح می دهد که چگونه هر منطقه آب و هوایی با ویژگی های منحصر به فرد خود بر زندگی تأثیر می گذارد. این تأثیر نه تنها از نظر جسمی مانند تغییر رنگ پوست افراد، بلکه در تغییر وضعیت روحی و یا بروز بیماری ها نیز خود را نشان می دهد. بنابراین به عقیده نگارنده، شناخت ویژگی های یک منطقه نیز امکان دستیابی به اطلاعات کافی برای تبیین بسیاری از شرایط مادی و معنوی مردم آن اقلیم را فراهم می کند. اگرچه مسعودی اساساً این توضیحات را از منابع مکتوب گردآوری کرده است، اما برای اثبات آنها هم از مشاهدات خود و هم از اطلاعاتی که از طریق تحقیقات خود به دست آورده است، استفاده کرده است. بنابراین، همانطور که در موقعیت مرکزی آب و هوای بابل مشاهده می شود، منطقه و جامعه ای را که در آن زندگی می کرد به عنوان پایه پذیرفت و این را با دلایلی توضیح داد که کاملاً موجه می دانست. مرجع نویسنده معتدل ترین منطقه، معتدل ترین جامعه، یعنی منطقه عراق و مردم آن است. بنابراین، مسعودی نه تنها به عنوان نویسنده، بلکه به این دلیل که در معتدل ترین نقطه روی زمین به دنیا آمده و زندگی کرده است، در مرکز روایت او قرار می گیرد. عناصر مورد بحث در این مقاله نشان می دهد که سهم مسعودی در تاریخ نگاری اسلامی به عنوان یک مورخ با ارزیابی او از جغرافیا به عنوان عنصر اساسی تاریخ مرتبط است. هدف این مقاله اثبات تأثیر جغرافیا در شکل‌دهی جوامع و در نتیجه تاریخ، به‌ویژه در روایت مسعودی است.
Detaylı Başlık İslâm Tarihçiliğinde Toplumları Şekillendiren Bir Unsur Olarak Coğrafya: Mes‘ûdî Örneği
کتابخانه لیتیر - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
کتابخانه لیتیر شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید