بحث آفرینش از هیچ پیرامون نظریه ابداء ابن سینا
| عنوان | بحث آفرینش از هیچ پیرامون نظریه ابداء ابن سینا |
|---|---|
| نویسنده | کوچاک، اسماعیل |
| محل انتشار | انتشارات موتیف - انتشارات موتیف |
| موضوع | مطالعات دینی، 12-2022، ج25 (63)، ص579-602 |
| نوع | kitap |
| زبان | ara,eng |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه لیتیر |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 1301-966X, DOI: 10.15745/da.1190002 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_5d4e34803c7347139c622796062d512d |
| محل کتابخانه | فهرست DOAJ از مجلات دسترسی آزاد (WRLC) |
| یادداشتها | مسئله آفرینش موضوعی است که قرن هاست بشریت بر آن متمرکز بوده است. به نظر ما، عناصری که این موضوع را مهم میسازد، در سه دسته قابل ارزیابی است: اول، جستوجوی هستیشناختی که انسانها به دلیل نیاز به «شناخت» انجام میدهند، و دوم، از نظر اشتراک کیفیت وجود. ضرورت قرار دادن هستی بر اساس معرفت شناسی و در نهایت تاریخ آغاز جهان هستی و خلقت است. در طول تاریخ دیدگاه های متفاوتی درباره آغاز مطرح شده است. متکلمان و فیلسوفان در این موضوع دو نهاد اساسی یعنی خدا و جهان و دو حوزه هستی را با ساختارهای کیفی و وجودی متفاوت شناسایی کرده اند. فیلسوفان و متکلمان به بررسی رابطه این دو نهاد پرداخته اند. بر اساس مقبولیت عمومی، متکلمان معتقد به خلقت از هیچ هستند (ex nihilo); از سوی دیگر، فیلسوفان نظریه ی نشأت را پذیرفته اند. اگرچه این دو تبیین خلقت در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند، اما ابن سینا (متوفی 428/1037) نظریه ی نشأت را بر تبیین خلقت ترجیح می دهد; ادعا می شود که او مفهوم ابداء را به معنای خلقت از هیچ به کار برده است. در این زمینه آیا می توان در ابن سینا از خلقت از هیچ صحبت کرد؟ این سوال همچنان یک مشکل مهم است که باید به آن پاسخ داده شود. در مقاله ما، هدف ما این است که در مورد اینکه آیا می توان آفرینش از هیچ را با نظریه ی نشأت مرتبط کرد، بحث کنیم. به ویژه بر اساس این فرض که مفهوم ابداء توسط برخی از محققان اشتباه درک شده است، دیدگاه کمالپاشازاده (متوفی 940/1534) در مورد این موضوع مورد توجه ما در مطالعه ما خواهد بود. زیرا تحلیل کمال پاشازاده از بحث های مربوط به این موضوع رویکرد سومی را آشکار می کند. به عبارت دیگر، کمال پاشازاده رویکردی جدید و بدیع را در میان مباحث فلسفی و کلامی بیان می کند. در این مقاله به ارزیابی این ادعاها می پردازیم و سعی می کنیم نشان دهیم که در نظریه آفرینش ابن سینا، ادعای امکان آفرینش از هیچ مطلق، دشواری هایی وجود دارد. موضوع آفرینش موضوعی است که قرن ها بشریت بر آن تمرکز کرده است. به نظر ما، عناصری که این امر را مهم میکنند، در سه دسته میتوان ارزیابی کرد: پرسش هستیشناختی انسان برخاسته از وجوب «شناخت»، وجوب قرار دادن موجود بر اساس معرفتشناسی از حیث اشتراک کیفیت وجود، و آفرینش، تاریخ آغاز جهان و انسان. در طول تاریخ، برخی از دیدگاههای متمایز مربوط به شروع کار، در مورد آن منسوخ شده است. در این راستا، برخی از متکلمان و فیلسوفان نه تنها دو موجود متمایز یعنی خدا و جهان را تعیین کردهاند، بلکه دو عالم هستی را نیز تعیین کردهاند که از نظر کیفی و وجودی، ساختارهای متفاوتی دارند. فیلسوفان و متکلمان به جستجوی قرابت این دو نهاد پرداخته اند. به طور کلی، برخی از متکلمان خلقت از هیچ را پذیرفتند (ex nihilo). از سوی دیگر، برخی دیگر نظریه ی خروج را پذیرفتند. هر چند دو توضیح آفرینش مذکور با یکدیگر ناسازگار شمرده می شوند; ابن سینا (Avicenna) که نظریه ی خروج را در تبیین خلقت پذیرفته است، ادعا می شود که او مفهوم ابدا (خلق) را در معنای «خلق از هیچ» (ex nihilo) به کار برده است. از این نظر، ما با این سؤال روبرو هستیم که آیا میتوانیم درباره ایجاد از هیچ برای ابن سینا بهعنوان یک مسئله مهم که باید پاسخ داده شود صحبت کنیم؟ ما در این مقاله قصد داریم در مورد امکان مرتبط کردن نشأت با ex nihilo بحث کنیم. در این راستا با توجه به انتقاداتی که از ابن سینا وارد شده است، با استناد به فلسفه کلی ابن سینا به ارزیابی هایی خواهیم پرداخت. به ویژه، کمالپاشازاده (متوفی 940/1534) که استدلال می کرد که مفهوم «آفرینش» قبلاً توسط مردم اشتباه درک شده بود، باید تمرکز ما باشد. زیرا تحلیل کمال پاشازاده از وقایع منتهی به سخنرانی او دیدگاه سومی را آشکار می کند. به عبارت دیگر، کمال پاشازاده رویکردی جدید و بدیع بین بحث های فلسفی و کلامی پیشنهاد می کند. در این مقاله قصد داریم به ارزیابی ادعاهای مورد نظر بپردازیم و راه حل خود را ارائه کنیم. |
| Detaylı Başlık | İbn Sînâ’nın İbdâ‘ Nazariyesi Etrafında Yoktan Yaratma Tartışması |