بسته نامه 7 (ج)

عنوان بسته نامه 7 (ج)
نویسنده هیئت آمریکایی; -
تاریخ انتشار: 1913; -
محل انتشار Saratoga Springs NY، دنور، قسطنطنیه (استانبول، ترکیه)، Bairakli Smyrna (ازمیر، ترکیه)، قاهره، نیوآرک، نیویورک، لندن (خانه کتاب مقدس)، پرینستون، منلهام، Haas Kieuy (Hasköy)، گالاتا، آلبانی، Saugerties، ایندیاناپولیس؛ - -
موضوع مبلغان؛ -
نوع kitap
زبان انگلیسی
دیجیتال بله
نسخه خطی بله
ابعاد فیزیکی Handwriting; -
کتابخانه: مجموعه تحقیقات نمک
شناسه دارایی کتابخانه ABARPC007C; -
شماره ثبت 43907
محل کتابخانه تحقیقات نمک -
تاریخ 1913; -
یادداشت‌ها نامه هایی بین افراد مختلف خانواده، از جمله ادوارد به مارگارت و مارتا. در نامه ای در سال 1910 از ادوارد به مارتا، وضعیت چارلی از جمله جاه طلبی او (به گفته ادوارد نادرست) برای افتتاح موسسه ای برای نابینایان در قسطنطنیه مورد بحث قرار گرفت. در سال 1912، ادوارد مارگارت، لیزی و ایزابل را از "بایراکلی" می نویسد، "به جای یک مکان جدید در شمال اسمیرنا، که دورافتادگی نسبی آن را توصیف می کند، اما دوستان ("آمریکایی، اسکاتلندی، انگلیسی، ارمنی و یونانی") با این وجود می توانند از آن بازدید کنند. مورخ 1863، نامه ای از این پک کالیس به خانم کاسه است. مارتا در ماه مارس (بدون سال، احتمالاً 1869) برای الیاس و ادوارد در حال توضیح دادن آسیب مچ دستش در 31 مارس می نویسد: «اگر ما در نیویورک زندگی کنیم، چه فکر می کنید که خانه خود را به نوعی خانه مبلّغی تبدیل کنیم؟ به نظر من چنین خانه ای در آنجا مورد نیاز است و من فکر می کنم که ما می توانیم از این طریق در امر تبلیغی خوب عمل کنیم. مبلغینی که در حال ترک و بازگشت هستند نیاز به مکانی دارند که بتوانند در آن استراحت کنند و احساس کنند که سنگین نیستند و فرزندان آنها اغلب به خانه ای نیاز دارند که بتوانند چند روز یا چند هفته در آن بمانند. اگر بتوانیم آن را انجام دهیم، فکر می‌کنم هیئت مدیره این طرح را تحریم و کمک خواهد کرد.» در نامه ای دیگر به الیاس، مارتا بیزاری خود را از «جشنواره ها و نمایشگاه ها و مهمانی های غافلگیرکننده و درختان کریسمس در کلیساها و «معاشرت ها» که رقصیدن اغلب به سرگرمی ختم می شود، ابراز می کند، و توضیح می دهد که او ترجیح می دهد کسانی مانند مارگارت و «شیوه ساده زندگی او در میان آن مردم ساده را در مقایسه با رژه و نمایش و شادی در کلیسای ما تحسین کند.» در نامه‌ای از نیویورک به تاریخ دسامبر ۱۸۶۸، مارتا به الیاس می‌نویسد که از مشکل برونش رنج می‌برد: «من نمی‌دانم همانطور که شما می‌خواهید یک پزشک هومیوپاتی را انتخاب کنم، اما من پزشک سیستم آلوپاتی خود را نمی‌شناسم که مایل بودم به آن اعتماد کنم.» مارتا در نامه‌ای پر پیچ و خم به شوهرش از فوریه 1869، به تفصیل شرح می‌دهد که چگونه چای و قهوه را با «ماش و شیر» به عنوان نوشیدنی انتخابی خود جایگزین کرده است («کاش می‌توانستم شیرم را که گاهی ظهر، گاهی شب می‌خورم، با شما به اشتراک بگذارم. و چنین ماش غذای هندی خوب و شیر خوشمزه‌ای از خانم دا جوزف بابیت!» در نامه‌ای در ژانویه ۱۸۶۹، مارتا به الیاس می‌گوید که ادوارد ساعتش را «در حالی که یک روز عصر در نیویورک از ماشین پیاده می‌شد، از جیبش برداشته بود». مارتا به حمایت خود از کار الیاس با کتاب سرودهای یونانی جدید و ارمنی اشاره می کند. در دسامبر 1868 در نامه‌ای از نیویورک مارتا به الیاس می‌گوید که آموخته است که «آقای. خانواده بالدوین و خانواده ریگز با هم مرتبط هستند. به نظر می رسد مادربزرگ تئودور بالدوین پسر عموی دوم شما باشد. مادرش فیبی ریگز بود که پدرش برادر پرزور ریگز بود و برادرش پارمناس ریگز پدر خانم کرین الیزابت بود.
مشاهده در منبع مجموعه تحقیقات نمک مجموعه تحقیقات نمک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
مجموعه تحقیقات نمک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی مجموعه تحقیقات نمک

بسته نامه 7 (ج)

نویسنده هیئت آمریکایی; -
تاریخ انتشار 1913; -
محل انتشار Saratoga Springs NY، دنور، قسطنطنیه (استانبول، ترکیه)، Bairakli Smyrna (ازمیر، ترکیه)، قاهره، نیوآرک، نیویورک، لندن (خانه کتاب مقدس)، پرینستون، منلهام، Haas Kieuy (Hasköy)، گالاتا، آلبانی، Saugerties، ایندیاناپولیس؛ - -
موضوع مبلغان؛ -
نوع kitap
زبان انگلیسی
دیجیتال بله
نسخه خطی بله
ابعاد فیزیکی Handwriting; -
کتابخانه مجموعه تحقیقات نمک
شناسه دارایی کتابخانه ABARPC007C; -
شماره ثبت 43907
محل کتابخانه تحقیقات نمک -
تاریخ 1913; -
یادداشت‌ها نامه هایی بین افراد مختلف خانواده، از جمله ادوارد به مارگارت و مارتا. در نامه ای در سال 1910 از ادوارد به مارتا، وضعیت چارلی از جمله جاه طلبی او (به گفته ادوارد نادرست) برای افتتاح موسسه ای برای نابینایان در قسطنطنیه مورد بحث قرار گرفت. در سال 1912، ادوارد مارگارت، لیزی و ایزابل را از "بایراکلی" می نویسد، "به جای یک مکان جدید در شمال اسمیرنا، که دورافتادگی نسبی آن را توصیف می کند، اما دوستان ("آمریکایی، اسکاتلندی، انگلیسی، ارمنی و یونانی") با این وجود می توانند از آن بازدید کنند. مورخ 1863، نامه ای از این پک کالیس به خانم کاسه است. مارتا در ماه مارس (بدون سال، احتمالاً 1869) برای الیاس و ادوارد در حال توضیح دادن آسیب مچ دستش در 31 مارس می نویسد: «اگر ما در نیویورک زندگی کنیم، چه فکر می کنید که خانه خود را به نوعی خانه مبلّغی تبدیل کنیم؟ به نظر من چنین خانه ای در آنجا مورد نیاز است و من فکر می کنم که ما می توانیم از این طریق در امر تبلیغی خوب عمل کنیم. مبلغینی که در حال ترک و بازگشت هستند نیاز به مکانی دارند که بتوانند در آن استراحت کنند و احساس کنند که سنگین نیستند و فرزندان آنها اغلب به خانه ای نیاز دارند که بتوانند چند روز یا چند هفته در آن بمانند. اگر بتوانیم آن را انجام دهیم، فکر می‌کنم هیئت مدیره این طرح را تحریم و کمک خواهد کرد.» در نامه ای دیگر به الیاس، مارتا بیزاری خود را از «جشنواره ها و نمایشگاه ها و مهمانی های غافلگیرکننده و درختان کریسمس در کلیساها و «معاشرت ها» که رقصیدن اغلب به سرگرمی ختم می شود، ابراز می کند، و توضیح می دهد که او ترجیح می دهد کسانی مانند مارگارت و «شیوه ساده زندگی او در میان آن مردم ساده را در مقایسه با رژه و نمایش و شادی در کلیسای ما تحسین کند.» در نامه‌ای از نیویورک به تاریخ دسامبر ۱۸۶۸، مارتا به الیاس می‌نویسد که از مشکل برونش رنج می‌برد: «من نمی‌دانم همانطور که شما می‌خواهید یک پزشک هومیوپاتی را انتخاب کنم، اما من پزشک سیستم آلوپاتی خود را نمی‌شناسم که مایل بودم به آن اعتماد کنم.» مارتا در نامه‌ای پر پیچ و خم به شوهرش از فوریه 1869، به تفصیل شرح می‌دهد که چگونه چای و قهوه را با «ماش و شیر» به عنوان نوشیدنی انتخابی خود جایگزین کرده است («کاش می‌توانستم شیرم را که گاهی ظهر، گاهی شب می‌خورم، با شما به اشتراک بگذارم. و چنین ماش غذای هندی خوب و شیر خوشمزه‌ای از خانم دا جوزف بابیت!» در نامه‌ای در ژانویه ۱۸۶۹، مارتا به الیاس می‌گوید که ادوارد ساعتش را «در حالی که یک روز عصر در نیویورک از ماشین پیاده می‌شد، از جیبش برداشته بود». مارتا به حمایت خود از کار الیاس با کتاب سرودهای یونانی جدید و ارمنی اشاره می کند. در دسامبر 1868 در نامه‌ای از نیویورک مارتا به الیاس می‌گوید که آموخته است که «آقای. خانواده بالدوین و خانواده ریگز با هم مرتبط هستند. به نظر می رسد مادربزرگ تئودور بالدوین پسر عموی دوم شما باشد. مادرش فیبی ریگز بود که پدرش برادر پرزور ریگز بود و برادرش پارمناس ریگز پدر خانم کرین الیزابت بود.
مجموعه تحقیقات نمک - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
مجموعه تحقیقات نمک شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید