دولت مرکزی و تحولات غرب ایران: استانداران ایلام
| عنوان | دولت مرکزی و تحولات غرب ایران: استانداران ایلام |
|---|---|
| نویسنده | نورالدین نعمتی |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2008-6253, EISSN: 2476-3306, DOI: 10.22108/jhr.2020.123369.1995 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_604d1de535474b978503666a0fc0240e |
| محل کتابخانه | فهرست DOAJ از مجلات دسترسی آزاد، جستجوی آکادمیک EBSCOhost کامل شد |
| یادداشتها | قاجارها پس از روی کار آمدن، در پی تأمین امنیت و تداوم حکومت، درصدد سرکوب و برچیدن قدرت های محلی و رقبای احتمالی آنها برآمدند. فرمانداران با استفاده از شرایط طبیعی، جغرافیایی، کوهستانی و استراتژیک، نیروهای نظامی را سازماندهی کردند. از این رو قاجارها آنها را به عنوان فرمانداران قانونی به رسمیت شناختند. قاجارها از قدرت والیان برای سرکوب شورش مناطق خوزستان، لرستان و کرمانشاه و جلوگیری از تداخل در مرزهای عثمانی استفاده کردند. حسینقلی خان فرمانداری بود که از حمایت ناصرالدین شاه از جمله القاب و تداوم سمت وی برخوردار شد. پس از مرگ غلامرضا خان، مظفرالدین شاه این حمایت را از پسرش ادامه داد. پسر اگرچه مانند پدرش توانایی نداشت، اما موفق شد فرمانداری را تضمین کند. اما با سقوط قاجارها و روی کار آمدن سلسله پهلوی به عراق گریخت و در نهایت استانداری سقوط کرد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی چگونگی رابطه ساختار قدرت مرکزی با فرمانداران پشتکوه و چگونگی برقراری تعادل قدرت بین دولت مرکزی قاجار و فرمانداران مذکور بود. فرضیه تحقیق این است که حکومت قاجار از استانداران در راستای دستیابی به ثبات داخلی و مرزی حمایت کرده و والیان به قاجارها وفادار بوده اند. مقدمه: قاجارها به دنبال ثبات حکومت خود، پس از به قدرت رسیدن، قدرت های محلی و رقبای احتمالی آنها را سرکوب و برچیدند. والیان با درک وضعیت جدید، مقر حاکمیت خود را به پشتکوه منتقل کردند. آنها با استفاده از موقعیت خاص جغرافیایی منطقه، سازماندهی مجدد نیروهای نظامی، برقراری نظم و بازگرداندن محدوده قلمروهای خود، ارسال به موقع مالیات و عوارض و سرکوب خشونت عثمانی، توسط دولت مرکزی به رسمیت شناخته شدند. دولتمردان دولت مرکزی از قدرت نظامی خود برای برقراری نظم و امنیت و سرکوب شورش های محلی در مناطق خوزستان، لرستان و کرمانشاه در صورت لزوم استفاده می کردند. فرمانداران قدرتمند پشتکوه از نظر تعادل قدرت با نوسانات قدرت دولت مرکزی رابطه معکوس داشتند. آنها با وجود قدرت و شرایط خاص در قلمرو خود، هرگز ادعای خودمختاری، جدایی و طفره رفتن از قدرت مرکزی نکردند. مواد و روشها: پژوهش حاضر بر اساس اسناد تاریخی و تحلیل سایر منابع مرتبط انجام شد. بحث در مورد نتایج و نتیجهگیری: حسینقلی خان والی پشتکوه در دوره حکومت خود (1280-1318ق/1863-1900م) در راستای دستورات حکومت مرکزی نظم را برقرار و اعاده کرد. او با سرکوب خشونت عثمانی ها و تعقیب آنها به عنوان یک قدرت محلی و خودکامه در داخل و خارج قلمرو خود مورد توجه قرار گرفت. او با استفاده از قدرت نظامی بالا توانست شورشهای لرستان، خوزستان و کرمانشاه را سرکوب کند و از این طریق نقش اساسی و مؤثری در این مناطق ایفا کند. ظل السلطان و والیان اصفهان و لرستان با هم او را در مراسم عروسی پسرش سلطان حسین میرزا جلالالدوله به تهران آوردند. در دیدار ناصرالدین شاه به القاب صارم السلطنه، امیر تومان، رئیس سپاه پشتکوه و اعطای شمشیر مفتخر شد. لقب فتح السلطنه در این سفر به پسرش اعطا شد. ظل السلطان به عنوان والی مقتدر اصفهان و لرستان با شفاعت او تعداد زیادی از سران طوایف لر را از زندان اصفهان آزاد کرد. پس از برقراری امنیت مدنی و بازگرداندن حدود مرزی برای بهره برداری از معادن نمک، دامداری های ایلات و عشایر مختلف، بهره برداری بیشتر از منابع آب رودخانه های مرزی و تسلط بر برخی مناطق مرزی مورد مناقشه، عثمانی ها را شکست داد و تا کرانه های دجله تعقیب کرد. در چنین شرایطی، دولت عثمانی با اعتراضات دیپلماتیک سعی می کند فرماندار را وادار به عقب نشینی کند. اما حکومتی که از خدمات او آگاه بود، نه تنها مانعی برای او ایجاد نکرد، بلکه از خدمات باشکوه او قدردانی کرد. پسرش غلام رضا پس از مرگش در سال 1318 هجری قمری جانشین او شد. ساختار نظام سیاسی به دنبال پیروزی نهضت مشروطه و تشکیل پارلمان شورای ملی تغییر کرد. غلامرضا والی، شیخ خزعل و صولت الدوله قشقایی برای جلوگیری از فروپاشی قاجار و ادامه روند مشروطه، ائتلاف سه تایی را تحت عنوان «جامعه سعادت» تشکیل دادند. اگرچه فعالیت مهمی در این زمینه انجام ندادند. با این حال، آنها مستقل تر در قلمرو خود عمل کردند. قلام رضا والی با حمایت از دولت موقت برای نیروهای انگلیسی در طول جنگ جهانی اول (1914-1918) مشکلاتی را در منطقه کوت العماره (مرز عراق) ایجاد کرد. به دنبال قدرت گرفتن حکومت پهلوی اول (1925-1941) و در جریان نظم نوین و تمرکز قدرت سیاسی توسط فرماندار که توان مبارزه با ارتش مدرن را نداشت، با جمع آوری اموال خود به عراق پناهنده شد. فرمانداران با برقراری نظم و امنیت داخلی، ثبات در مرزها و ارسال به موقع مالیات به اداره مالی مورد حمایت دولت مرکزی قرار گرفتند. آنها در نقطه اوج حاكميت ارضي خود قلمرو خود را به عنوان بخشي يكپارچه از اين كشور در نظر گرفتند و با اجتناب از ادعاي استقلال و جدايي از دولت مركزي با خشونت عثماني مقابله كردند. نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که دولتمردان قاجار در پی استقرار ثبات داخلی و مرزی و پرداخت مالیات، مورد حمایت والیان در محدوده قدرت خود قرار گرفتند و بین روابط مالی والیان با تغییر در تعادل قدرت مرکزی رابطه معکوس وجود داشت. |
| Görüntüle | Nashriyyah-i pizhūhishhā-yi tārīkhī, 2020-09, Vol.12 (3), p.51-63 |