اکولوژی گیاه و جانوران در سرامیک کرمان از قرن یازدهم تا سیزدهم هجری قمری
| عنوان | اکولوژی گیاه و جانوران در سرامیک کرمان از قرن یازدهم تا سیزدهم هجری قمری |
|---|---|
| نویسنده | رهبر روحانی، سعید زاویه، حسن سلاجقه |
| نوع | كتاب |
| زبان | فارسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | EISSN: 2676-7244, DOI: 10.22070/negareh.2021.14178.2725 |
| شماره ثبت | cdi_doaj_primary_oai_doaj_org_article_3e45d9e9b2f649d6b08eb8f9a94bc5dd |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | کرمان در قرون 11 تا 13 هجری قمری (16 تا 18 میلادی) یکی از مهمترین پایگاههای تولید سفال ایران در عصر صفویه بوده و محصولات کارگاههای آن علاوه بر مصرف داخلی به بازارهای اروپایی نیز صادر میشده است. ایران در دوره صفویه و پس از آن در کانون تنش های سیاسی قرار داشت و به طور کلی سده های دهم، یازدهم و دوازدهم هجری قمری (16، 17 و 18 میلادی) عرصه درگیری شرق و غرب بود. سفال ایران از تأثیر مستقیم سفال های عثمانی، اروپایی و چینی و عناصر فرهنگ تصویری مغولی و بودایی و همچنین سنت تصویری اروپا برخوردار بود. به طور کلی، مصنوعات سفالی این دوره تحت تأثیر چینی های چینی مینگ و یوان وارداتی رایج است و بسیاری از نقش ها و نقوش آنها را تکرار می کند. در این میان محصولات کرمان یادآور جنبه های جدید و رویکردهای نوآورانه و روح ایرانی است. تقلید از گونه های وارداتی هرگز کافی نبوده است. بلکه محصولات، سنت های گذشته و باورهای ملی و بومی و گاه جلوه هایی از جغرافیای زیستی منطقه را به تصویر می کشند. در سفال های آبی و سفید و گونه های معروف به کرمان چند رنگ، واکنش انسان به حوادث و بوم شناسی منطقه قابل ردیابی است. وسعت این سرزمین، ازدیاد عرض جغرافیایی و تفاوت های توپوگرافی فراوان، تنوع اقلیمی و اکولوژیکی منحصر به فردی را ایجاد کرده است. با بیابان های وسیع و سوزان، دشت ها و مراتع سرسبز، یخچال های طبیعی و جنگل های غنی. چنین تنوع زیستی باعث ایجاد گونه های مختلف گیاهی و جانوری شده است. بررسی پوشش گیاهی و جانوری منطقه کرمان در مقایسه با نقوش و نقوش مصنوعات و منسوجات، تأثیرپذیری هنرمندان از اکولوژی منطقه را به صورت مستقیم و گاه ضمنی نشان می دهد. البته محدودیت منابع و کمبودهای اقلیمی و نیروهای متخاصم طبیعت باعث شده است که تصویر محیط در نقاشی های این افراد گاه در قالب رویا و آرمان متجلی شود; به این معنا که مردمان این دیار در قالب تصویر و نقوش بر مشکلات زندگی در حاشیه کویر چیره شده اند و از آثار سوء آن کاسته اند. آنها به این ترتیب میل خود را برای رسیدن به ثبات و آرامش در زندگی به تصویر می کشند که در برخی موارد خلاف واقعیت روزمره است. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل تأثیر اقلیم و جغرافیای محیطی به عنوان مؤلفه های فرهنگی در شکل گیری سفال صفویه در کرمان بود. بنابراین سوال اصلی این تحقیق این است که مولفه های محیطی و جغرافیای زیستی جنوب شرق ایران چه تاثیری بر گستره نقوش سفالی صفویه در کرمان داشته است؟ این پژوهش که توسعه ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، در حوزه بوم شناسی انسانی و در حوزه مطالعات مردم شناسی بوده و اهمیت و ضرورت آن در مقوله فرهنگ و رفتارهای ناشی از آن است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی (روش تحقیق کتابخانه ای) و مشاهدات میدانی است. جامعه آماری این پژوهش سفال و کاشی کرمان در اوایل قرن یازدهم تا سیزدهم هجری قمری (قرن 16 تا 18 میلادی) بوده و روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری غیراحتمالی است. همچنین می توان نقاشی های زیر لعاب را بر اساس مشاهدات آثار در موزه ها و خانه های حراج مطالعه کرد. همچنین از کاشیکاریها و نقاشیهای مجموعه گنجعلیخان به صورت میدانی عکسبرداری شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است. در این راستا ابتدا به بررسی اقلیم، جو و فرم اراضی کرمان پرداخته می شود که در ادامه اکولوژی گیاهی و جانوری منطقه مورد مطالعه و سپس نمونه هایی از سفال کرمان در مقایسه با آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتیجه این تحقیق تأثیر هنرمندان از اکوسیستم منطقه را به صورت مستقیم و گاه ضمنی آشکار می کند. نقوش گل های میخک وحشی، برگ های تاک، درختان سرو و بید و پرندگان مهاجر و نقوش تکراری آهو نیز متاثر از پوشش گیاهی و جانوری منطقه است. فراوانی گل میخک و برگ انگور نشانگر بصری در شناخت سفال صفوی کرمان است. |
| Görüntüle | نگره, 2022-06, Vol.17 (62), p.131-147 |