تخطی صنعت دستور زبان از متون قرآنی: مطالعه انتقادی
| عنوان | تخطی صنعت دستور زبان از متون قرآنی: مطالعه انتقادی |
|---|---|
| نویسنده | جناب رباب ابراهیم عبدالفاضل |
| نوع | كتاب |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه سلطنتی دانمارک |
| شناسه دارایی کتابخانه | ISSN: 2536-9083 |
| شماره ثبت | cdi_almandumah_primary_1049361 |
| محل کتابخانه | دایرکتوری DOAJ از مجلات دسترسی آزاد |
| یادداشتها | این مطالعه مظهر یک «پدیده دستوری» بود که در میان دستور نویسان گسترش یافته بود، همانطور که نشان می دهد: چگونه دستور نویسان عربی - جنگ های شدید و سرنوشت ساز زیادی در میان آنها بر سر به اصطلاح «صنعت دستوری» درگرفت. مقصود قواعد و احکام دستوری است که به وسیله آنها در مورد اسلوب عربی قضاوت می کردند و متفکرترین و متفکرترین افراد زبان عربی و علمای گذشته در تدوین قواعد زبان و استنباط احکام کلی و فرعی آن تا عصر خود بسط دادند. این صنعت تنها در تدوین و استنباط احکام متوقف نشد، بلکه این علمای ممتاز را به حد غلو رساند، از این رو از مکاتب کلام و فلسفه دیالکتیک، شیوه نگارش و مطالعه را برگزیدند، پس آنچه را که آفریدند، به اسارت آن پرستیدند. از جمله احکامی که آنان را به رد و نفی متون فصیح از قرآن و کلام عرب در نظم و نثر رساند. این پژوهش با نگاه انصافی انجام شد تا عیوب این صنعت و آن احکام و احکام و امتیازات و مواهب و منش آنها را که منشأ و هدف منصفانه به متون قرآن و گفتار عرب و شعر دارد نشان دهد. این تحقیق به سه فصل پرداخته است: فصل اول: در مورد مفاسد حاصل از اسلوب، و آنچه در آن از الفاظ تأکید و شروع و آنچه ممکن است برای پاسخ لازم باشد، و رد تجزیه ای که از کسانی که عامل را از مفعول جدا می کنند، یا مفعول را معرفی می کنند یا مربوط به مصدر یا وصل است، یا اگر حرف میانی یا منفی است، آمده است. یا به خاطر چیزی که در صنعت خود سزاوار آن نیست و حتی از آن خودداری می کنند، پاداش می گیرند. باب دوم: در مفاسد حاصل از تأویل به ربط محل یا تأویل به حذف یا آمدن تابع در مخالفت با جانشین ربط قولی بر تأویل مصنوعی. باب سوم: در مفاسد ناشى از عوامل لفظى و مفاسد آن در صنعى آنها در صورتى كه ظاهر به عنوان علامت ضمنى بدون تكرار حروف صغير، يا ظاهر اسم بلند «نه» بدون صرف نحو يا مضارع يا مفاسد صناعت آنها در اطلاق قاعده ايجابى كه در اين قاعده مستضعف در مصدر تجديد مى شود. صناعت آنها و آنچه این تحقیق ثابت کرده است، لزوم اقتباس از معنای ظاهری متون به ویژه زبان قرآن است، زیرا مبدأ آن است و صناعت مبدأ نیست، زیرا خداوند «گفتار» را آفریده و خالق زبان هاست و دلیل و دلیل آن باید اهل آن باشند. برای این افراد جایز نیست که این متون قرآنی را از معنای آنها تحریف کنند و آنها را از جایگاه خود منحرف کنند و از آنچه خداوند به آنها تکلیف کرده است منحرف کنند، زیرا قرائت های هفتگانه یا حتی ده گانه ثابت و مطابق با قواعد عربی است، بنابراین لازم است معنای ظاهری متن را حتی در چهاردهم گرفته شود. در مورد متواترها که منجر به این تحقیق شد که لازم است دستور نویسان در متون فصیحی که در آن قرائت های مکرر وجود دارد که توسط تحقیق در جای خود از آن ثابت شده است تجدید نظر کنند؟ پس هرگاه قرائت صحیح باشد و با یکی از قرآن های عثمانی موافق باشد، حتی اگر ممکن باشد، رد آن و رد آن و ترجیح دادن حکم دستوری بر آن صحیح نیست تا مهارت دستوری آنها خدشه دار نشود، زیرا این صحیح است که قرآن را با چیزی مقایسه نکنند!! بلکه باید با آن مقایسه کرد، زیرا متن صحیح و ثابت و متواتر است و متنی وجود ندارد. از نظر قوت ثبوت و تواتر نقل و یقین به صحت آن شبیه آن است. آنچه به نظر تحقیق صحیح است این است که اگر روایت از ائمه قرائت ثابت شد نه به قیاس عربی نسبت داده می شود و نه نقص زبان، زیرا قرائت سنت متابعتی است که مستلزم پذیرش و التزام به آن است. |
| Görüntüle | Maǧallaẗ Kulliyyaẗ al-Luġaẗ al-'arabiyyaẗ bi-Assiut, 2019, Vol.38 (3), p.2199-2424 |