پیام - ابن القادی - ادریس السراج - زندان، شفاعت، آزادی، عفو.
| عنوان | پیام - ابن القادی - ادریس السراج - زندان، شفاعت، آزادی، عفو. |
|---|---|
| نویسنده | پسر قاضی |
| نویسنده اورجینال | ابن القاضي |
| محل انتشار | فاس جدید - پسر قاضی |
| موضوع | زندان، شفاعت، آزادی، عفو |
| نوع | سند |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display1078 |
| محل کتابخانه | فاس جدید |
| یادداشتها | الحمدلله امری است که خداوند با رضایت و رضایت از آن حمایت کرده و برای ما و برای او سعادت و مغفرت مقرر داشته است. مولای من و تکیه گاه ما و بر خدا و بر او غسل تعمید ما بهترین و هدایت کننده ترین نعمت است، مولای من حاج ادریس السراج، خداوند شما را حفظ کند و عنایت شما را حفظ کند و درود و برکات خداوند متعال بر شما به خیر و صلاح پروردگار ما که خداوند او را پیروز گرداند. حال و احوالت چطور بود؟ این ساعت مبارک است و ما از خدا و شما محبت می کنیم. سپس از کمال لطف تو بر ما، حضورت و کرامت احسانت، طنین تقدیر تو در خداست و فرزندانت بر تو بیمارند، خداوند پشتیبان تو باشد. عموی ما حاج عبدالرحمن در او به ارث رسیده است. او با طلب خداوند متعال گردن مرا آزاد کرد و نگذارید فرزندانم مدت زیادی در زندان باشند. اینها کرکس های ما هستند. زندان می اندازیم. آرامشت را به من نشان بده کجا برای آنها کارگر می گیرید؟ الحمدلله پروردگار جهانیان است. خداوند شما را حفظ کند. حتی شمشیر من در زندان نبود. قدردانی کردند. به خدا سوگند و سپس به خدا سوگند بر اکثر کسانی که درباره من و آنها سخن می گویند جز کرم تو چیزی نبود. به من نشان بده گمشده، گمشده در میان همه اقوام، حتی خبرهای انبار مشقابوشی یا حتی مهدوکشی را ببینید. خدایا مرا به فاس رها کن و ببین. خجالت بکش من فقط در برابر خدا و شما پاسخگو هستم. به خدا اگر حقم را از دست داده بودم که تا تازه و آبدار کشیده شوم، شما از زندان آزاد می شوید. درود خدا بر تو و بندگان و بندگانت محمد بن الناذی در زندان جدید فاس. من را در برابر عفو كننده از عموهاي مادريش نشان ده و جز وفادارانش. این سه نفر هستند. استاد ما، تا زمانی که نزد ما هستی، به آن نگاهی به من نشان بده. جواب بده که تو استاد کار هستی که به شدت گریه کرده اند. من فقط بر خدا و تو هستم. این کور است. آنچه الاندی ارائه نکرد. عموی ما، مولای من محمد خواجه، پشت سر او ترسی نه از تو و نه از خدا نبود. خداوند روحش را برکت و تعالی بخشد. همه چیز را به من نشان بده با او معاشرت کردند و بر او خشمگین بودند. جز ذرت و صفرای او چیزی بیرون نیامد. جواب دادیم با دو تا نقاشی در درِ ارباب در جیب تو. به خدا پس به خدا جانم، پس احساس کردم و نه، پس او را در چند مورد به تو رساند. او همان درخت زیتون است. و غیر از باد به من می دهی و حق من بر حجر خدا و حجر تو بر آنهاست. به من نشان بده که چاقو به استخوانی در سمت راستم رسیده است. ما دستی داریم که درست پشت آن است. اگر تمام عمر در کنارم بود از زندان بیرون نمی آمدی. و آنچه انجام دادم این بود که او را ساختم و خشنودش کردم. درود بر محمد، بنده تو. و خواری جز بر خدا و بر تو و خراب خانه ای که سیتواک بن القاضی در آن زندان است. |
| Kişi Adları | الحاج عبد الرحمن، محمد بن الناضي، محمد المخصي، محمد |