پیام - عایشه، فرجی - ادریس السراج - حمله، حبس
| عنوان | پیام - عایشه، فرجی - ادریس السراج - حمله، حبس |
|---|---|
| نویسنده | عایشه، واژن من |
| نویسنده اورجینال | عائشة، فرجي |
| تاریخ انتشار: | 25/01/1870 — 22/10/1286 |
| محل انتشار | - عایشه، واژن من |
| موضوع | حبس تعرض |
| نوع | سند |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display2815 |
| تاریخ | 25/01/1870 — 22/10/1286 |
| یادداشتها | الحمدلله یگانه، جلال آنچه داریم، خدا بر تو باد. سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد. خداوند او را پیروز گرداند. ما از خدا و از شما دوست داریم. خداوند ما را در تو برکت دهد. ما شما را دوست داریم. درود بر من چراغ جلوی این دیوار است. به زمان در فرزندان شاهزاده بنانی. ضیافت شعاع ما نقل شد، حضرت رو به قف کرد و آنها را با سنگ برگرداندند. آنها را به سنگ بازگرداند. آنها را باز آورد تا سقف شکست. ما برای پسران شاهزاده بنانی عزاداری کردیم. مکر به سوی او پرتاب می شود، بیا مقعد، کف بر کف در نقشه، ما آنها را برکت می دهیم. آنها یک مشت به نقشه خود می اندازند. اینجاست مولای ما، خدا، که جایگزین ما خواهد شد و ما را در جلال و جانش به خاطر آن خواهد کشت. او ما را به خاطر نقشه ای رها می کند تا لذت ببریم و بدبخت نباشیم. تا برای عید شوعنه با چیزی راحت هدفی داشته باشند و در بین خود شکایت کنند. امیدوارم او بر آنها حکومت کند، پس فردا باعث شود که ارباب ما آنها را بدون قضاوت ترک کند. و سندان قهوهای بود و میتوانست سرزنش شود. خروس روز برگشته و ما را رحمتش نمی کند و او را سفیه کرده است. چرا با صورت تو مدفوع کرد؟ خواهیم رقصید. تا زمانی که او بمیرد، بیماری را صدا خواهیم کرد. خدا رحمتش کند. ما منتظر شما خواهیم بود. نه با روح خدا باش او از راهنمایی شما محافظت خواهد کرد. خواهیم رقصید. آنها فحش می دهند و حتی روی عطرها. و یک روز مرا دفن کردند. آنها به دنبال کلمات یا کتاب ها می خزیدند. خدا تو را برای ما بگذارد او ما را در شما نعمت قرار خواهد داد. غم مرا می سوزاند پس بی آنکه با آنها صحبت کنیم برایت می نویسیم. و اینجا برای قرنطینه ای است که به دست شما می رسد که ما آنها را پس داده ایم و تابستان. با شما همراه باشید تا سقف را ببیند تا آنجا ببینیم و لازم و ضروری است. عایشه نوشت و آنها را برای یک مجری خوب ذخیره کرد. با من صحبت کن ابها با ما صحبت کرد. ابها در آنها را محکم زد و سلام. الحمدلله فقیه زمینی عزیزمان جناب ادریس السراج. درود و رحمت خدا بر شما باد. غیر از استاد ما، خدا. و سپس بنگر که دختر مولای ما معتز بالله در مورد او چه نوشته است و در مورد جسارت کسانی که از او یاد کرده اند و در سرزنش این یکی عجله کرده و در سرزنش آنها به خاطر اعمالشان غلو کرده است و شدیدترین ملامت این نیست که با عزم و اراده و محبت و سلام و در 12 شوال و 26 شوال اعظم این کار را انجام ندادم. اسم، خیالم راحت شد |
| Kişi Adları | ولاد لبرنس بناني |