شعر - مدح رسول
| عنوان | شعر - مدح رسول |
|---|---|
| موضوع | مدح رسول |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display15348 |
| یادداشتها | ستایش فقط مخصوص خداست ای بر فراز آسمان. جایگاه او و جایگاه او در دل بنایی رفیع است. حکم خدا این است که خلیفه باشی و با ارادهای موفق شوی. همانا امام از نظر او موفق است. پیروز در پادشاهی خود و حامی آنچه او به عنوان انصاف برای خلافت میدید، پس در اینجا، ای پسر حق تعالی، با تو، چون چشمهای از فضل خود سرشار از نیکی و شبنم خواهی بود. - تو برای باران بهشت کافی هستی محمد، آن بزرگوار، آن که راضی است. چراغ ما و چراغ ما، چراغ فروزان ما. آه کجاست رهبرى که پاداش جلال گرفته است؟ منظورت این است که ای مبتلا به زمان و در برابر آن . عزت و هدایت جاویدان، خلیفه را از پدرش ابوالعلاء بهره مند کن، خورشید کشور ما منکر امداد نمی شود. او با سؤالات مردم به آنها کمک می کند. او البته سخاوتمند است. و او سخاوتمند است. همه بیابان شهادت می دهد. ستایش او را بر زبان آورده است. و به فضل و عدالت او باز خواهی گشت. آنها با فضایل یا پروانه بهترین هستند. شما غریق را از غم نجات می دهید. و اى پسر بزرگترين قريش، سلسله قريش را نجات ده. مردم شریف وجودشان را درک کردند. آثار نیاکان بزرگوار فراوان بود. ازدحام می کنند. ازدحام می کنند. باران جلال در ازدحام آنها رعد و برق می کند. دریاهایی بودند که سیلابشان را رها نمی کردند. امواج آنها برگ هایی بود که خشنود و سجده می کردند. زیرا شما یک ماه کامل در اوج هستید. درخشان . جلال خدا برای جلال او تجدید خواهد شد، ستایش باقی خواهد ماند، حتی اگر زمان آن بگذرد. و با آن درخت روشن و جوان می شود. ای عطرساز اوصاف، منصف ترین در ستایش. او مرواریدها را تمیز می کند و استراحتگاه کجاست؟ او پایه شما را به طور کامل گسترش می دهد و بالا می برد. ای ارباب، پادشاه بندگان، با عطای خود تو در دلها محبت و محبت هستی پس به تو نگاه کن که خداوند تو را حفظ کند و حال و احوال یک شخص . شهادت می دهد و بر اسیر شکسته رحم کن، بلکه اسیر مضطر. به خاطر وقت، مردی مضطر پیدا کرد و فنجانی از آب هندل به او داد تا بنوشد. و صداي او هنگام فرو بردن، آن كه تو را حفظ كند به بالاترين مرتبه بالا مي رود، تبش را حفظ مي كند، به نيكي تو كه مي داند و به فضل تو، اميد مي گيرد، هر چند طولاني باشد، و همچنان از آنچه كردي شكايت مي كند و از آنچه كردي غافل است. |