داستان هایی در موعظه و تراشه هایی درباره پایان بدی که جمع آوری کننده آن ذکر نشده است
(حكايات في الوعظ والرقائق حول سوء الخاتمة جامعها غير مذكور)

عنوان داستان هایی در موعظه و تراشه هایی درباره پایان بدی که جمع آوری کننده آن ذکر نشده است
عنوان اورجینال حكايات في الوعظ والرقائق حول سوء الخاتمة جامعها غير مذكور
نویسنده الفاسی، عبد النبی بن المجزوب بن عبدالحافظ.
نویسنده اورجینال الفاسي، عبد النبي بن المجذوب بن عبد الحفيظ
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
تعداد صفحات 12
کتابخانه: بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت affichage_numerics1397
یادداشت‌ها ابتدای نسخه: بسم الله الرحمن الرحیم و درود خدا بر مولایمان محمد و آل و یارانش باد. می گفتند مؤذنی چهل سال بر مناره ای اذان می گفت. سپس روزی برخاست و اذان گفت تا به قولش رسید که زنده به نماز. سپس چشمش به زن نصاری افتاد پس عقل و دلش رفت و اذان را ترک کرد و نزد او رفت و خواستگاری کرد و زن گفت: مهریه من بر تو سنگین است. پایان نسخه خطی: عبدالله الموسیلی رحمه الله روایت کرده که در موصل مردی وفادار داشتیم به نام قدیب البن و احدی به اعتبار و قداست زیادش جرأت نمی کرد با او صحبت کند (...) سه روز از عمرم باقی مانده و در دینی غیر از اسلام می میرم. اگر بمیرم مرا در تابوت بپوشان و شبانه تابوتم را به فلان سرزمین در حومه کشور ببر و تا (...) بمان. نوع قلم: مراکشی خوب
مشاهده در منبع بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود

داستان هایی در موعظه و تراشه هایی درباره پایان بدی که جمع آوری کننده آن ذکر نشده است

(حكايات في الوعظ والرقائق حول سوء الخاتمة جامعها غير مذكور)
نویسنده الفاسی، عبد النبی بن المجزوب بن عبدالحافظ.
نویسنده اورجینال الفاسي، عبد النبي بن المجذوب بن عبد الحفيظ
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
تعداد صفحات 12
کتابخانه بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت affichage_numerics1397
یادداشت‌ها ابتدای نسخه: بسم الله الرحمن الرحیم و درود خدا بر مولایمان محمد و آل و یارانش باد. می گفتند مؤذنی چهل سال بر مناره ای اذان می گفت. سپس روزی برخاست و اذان گفت تا به قولش رسید که زنده به نماز. سپس چشمش به زن نصاری افتاد پس عقل و دلش رفت و اذان را ترک کرد و نزد او رفت و خواستگاری کرد و زن گفت: مهریه من بر تو سنگین است. پایان نسخه خطی: عبدالله الموسیلی رحمه الله روایت کرده که در موصل مردی وفادار داشتیم به نام قدیب البن و احدی به اعتبار و قداست زیادش جرأت نمی کرد با او صحبت کند (...) سه روز از عمرم باقی مانده و در دینی غیر از اسلام می میرم. اگر بمیرم مرا در تابوت بپوشان و شبانه تابوتم را به فلان سرزمین در حومه کشور ببر و تا (...) بمان. نوع قلم: مراکشی خوب
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید