پیام - عبدالرحمن بن عبدالهادی الشفچونی - شیخ الطودی - مغازه ها، دعاوی، اجاره.
| عنوان | پیام - عبدالرحمن بن عبدالهادی الشفچونی - شیخ الطودی - مغازه ها، دعاوی، اجاره. |
|---|---|
| نویسنده | عبدالرحمن بن عبدالهادی الشفچونی |
| نویسنده اورجینال | عبد الرحمن بن عبد الهادي الشفشاوني |
| محل انتشار | فاس - عبدالرحمن بن عبدالهادی الشفچونی |
| موضوع | فروشگاه، دعاوی حقوقی، اجاره |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display16093 |
| محل کتابخانه | فاس |
| یادداشتها | حمد و ستایش از آن ستایش کنندگان است و صلوات و درود خدا بر مولای ما محمد و پیامبرش و بنده او باد. و بعد از آن مشخی به احکام شرعی دور خود را خط کشیده است و مطلقاً فایده ای ندارد. و اما آنچه شیخ الطودی در پاسخ های خود دارد مبنی بر اینکه نباید به انذار نابینایان توجه کرد و شهادت آنها را با سوگند پذیرفت، روشن است. و اما آنچه در باب احکام خون وحش آمده است که تجارت در فاس شهادت نابینا را در همه امور میپذیرد و اهل سنت در میان آنان جای عدالت را میگیرند، پس نباید از شهود قائم استعلام کرد. محل توصيه آنها زيرا سنگ آسياب شخصي كه شاهد در لفاف بود، از آنها سؤال كرد، هر چند شهادتشان كم باشد. آیا کارگران فاسیان مانند وحش و چیزهای دیگر برای او اتفاق نیفتادند و شخص شاهد آن را نخواست؟ هر کس شهادتشان را برای او نقل کند، نمی اندیشد، زیرا مثالش این است که این از آن زمان است و همان گونه که از این جمعه سقوط کرده است، از زمانی نیز افتاده است که شاهدی که شاهد بوده به شاهدان خود دروغ گفته است. چه کسی در اوایل ماه رجب الفرط از شاکی خواست که در مغازه مورد اختلاف بماند؟ و کرایه را زیاد کرد، از این کار امتناع ورزید و افزایشی را از او نپذیرفت و از او خواست که در پایان آن را تخلیه کند، طبق آنچه شش نفر از مردم با طرحی که در دست شاکی است، شهادت دادند. اگر این شهادت با عذری برای زائر تکمیل شد و نتوانست آن را به دست آورد و سوگند مالک باطل می شد و متصدی آن ساقط می شد و با استعلام مربوطه کل ملک را اجاره می کرد، زیرا از او خواسته بود با افزایش مدت اولی که مدعی است منفعت آن را داشته است در مغازه بماند. برادر من، گواه آن است که گواهانش دروغ می گفتند و گرانقدر بود و جدایی عقلا از او محفوظ است. وی گفت: مفسر الغرناتی و ارتباط عقود با چیزهایی است که پس از آن شمارش کرده است، خلاف گفته شخص مورد شهادت، بر اساس نص شهادتش، و آشکار است که هر کس گفته او را سرزنش کند و گفته او مختل شود، ادعای او و نیت او با او ساقط می شود، پس از آن قاضی ظاهر می شود که برای آن قاضی اعدام شده است. زائر مستحق نیست، اگر شهادت تمام شود، ادعایش ساقط می شود و خدا داناتر است. آن را عبدالرحمن بن عبدالهادی شفشوانی رضی الله عنه گفته و ضبط کرده است. الحمدلله. تکثیر شده در اطراف آن ضعیف تر از تار عنکبوت است و از دست دادن ترکیب عقاب (قطع عضو) برای مسائل. اولین آنها این است که دارای فایده ای است که شهادت را باطل می کند. او آنها را در مغازه برای فلان مدت و با جواب او و فلان به جای شواهد قطعی بر جعل آن شهادت و جعل، از دست داد. مفسرش گفت: فقط شهادت ندادند که او برای آن قرارداد بسته بود، و این قضیه المقدان بود، چون با دوست دشمن بود و منفعت داشت. مقصود از استثنا كردن آن چه كه ذهن محدود مي كند آمادگي آن است و نه (قطع قطع عضو) از قول آنها، قراردادي براي آنها در حضور ايشان است، چرا كه چگونه در ثبت ممكن است؟ و ثانیاً دلیل علم خود را در آن ذکر نکردند، چنانکه او نگفته است. مثلاً با اختلاط و مجاورت به او خبر بده، بلکه سر را بینداز، و در معیار آمده است: اگر دستبند نردبان از سند بیفتد، با آن باطل می شود، زیرا روح شهادت، دستبند علم است، و جایی که ذکر نکرده اند، دال بر جعل است، چرا که با چه چیزی می دانستند که وصفشان را می دانستند و ثالثاً آن را انجام می دادند. اصلاً ذکر نکنید و این که بعضی ها که اولاً می دانستند چه کسانی هستند دلیل بر مجهول بودنشان است و شهادتشان هرگز پذیرفته نمی شود، چنان که الفشتلی و نصرالاباران گفتند شایعه باید معلوم شود وگرنه برای آنها شهادت معروف می خواهد، معذور می شوند. در غیر این صورت نیست و رابعاً استعلام نمی شود. فرمود در المحجه آنچه نص استعلام در مقام شریک است پس اگر استعلام نشد باطل است. نکته اصلی این است که مغازه باید پرداخت شود نه به هر دوی شما و تقدم در اطراف آن مصداق آن است. به طرف مدعی اجرا می شود که با زبان تلف نشده باشد، مشروط بر اینکه دست مدعی در دست مدعی باشد، دلالت بر این دارد که مدعی خواسته او در گره و عادل تر از آن است و با تحقیق کامل می شود و غیر آن است و همان است که خدا دانیم و دانیم و نیستیم الحسین الولید العراقی رضی الله عنه نوشت. امین علاوه بر دعوای دیگری در خصوص اجاره مغازه در ریف فاس. |