پیام - فاتح - محمد بن طالب - الشیخ التوضیه ، برداشت ، کاشت ، شکایت
| عنوان | پیام - فاتح - محمد بن طالب - الشیخ التوضیه ، برداشت ، کاشت ، شکایت |
|---|---|
| نویسنده | فاتح |
| نویسنده اورجینال | فاتح |
| محل انتشار | - فاتح |
| موضوع | شکایت کاشت برداشت شیوخ تویز |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display4048 |
| یادداشتها | الحمدلله فقط مخصوص خداست. درود و رحمت خدا بر مولای ما محمد و آل مولای ما و فرزند مولای ما فقیه بهترین مدت سی محمد بن طالب. سلام و درود خدا بر مقام مولای ما و حفظش، بلند مرتبه، و درود او بر بهترین مولای ما، پیروزش باد. و پس از من و استادم، نویسنده ارجمند شما، در مورد تویز یک سوم سی علی، روزی برای آن روز جمعه تقدیم کردیم و شیوخ ثلث ما را از خرمن روز شنبه خبر دادند. سپس بر تویز حاضر شدیم و جز مدشر غواصان هیچ یک از آنان ظاهر نشد و تا درو کردن محصول با ما ایستادند. و شیخ المغاسی به اندازه یک چشم به هم زدن از آنچه ما نیاز داریم با تعویض فرقی نداشت. و اما شیوخ ثالث، یکی از آنها بر ما ظاهر نشد. بعد اصلاً نگاه نکنید و وقتی محصول را مطالعه کردیم، امروز فرستادیم تا به آن غذا بدهیم، اما هیچ کدام برای ما ظاهر نشد. و واعظ مولای من امین بر ما ظاهر شد. من سه بار نزد ایشان آمدم و با شیخشان حام الضعیمی غذا خوردم و او را حتی یک حیوان مزدبگیر نزد من نفرستادند و حقش نزد حاج عبدالسلام باقی است و حسنه محصول را بالا بردند. حيوانات حاج عبدالسلام و بقيه دو شتر فقط براي مدشر و شما ديد گسترده تري به آنها داريد و ما با حامل او هفده حيوان حامل دو آبپاش و سيزده گل فرستاديم و بقيه با حاج عبدالسلام دو مدهة مذكّة الشّيعه مأوّيّه عرض كرديم. او حیوانات را از او برای من خرید، پس محصولات را روی آنها بار کرد. اینجا هستند و در شاخه ها مانده اند. او نپذیرفت و به من گفت: «حتی یک حیوان به تو نمیدهیم». و من با خشم از عدم احکام بر شیوخ و دست تو برگشتم. سلام و درود بر ایشان و به عشق استادمان. و هر که آن را بر بنی عمار به اذن بنده تو رحمت کند |
| Kişi Adları | الشيخ المكي، الشيخ العربي، عبد السلام |