پیام - علی بن سعید العماری - ادریس السراج - قضیه خرید الاغ و قضیه باروت فروشی - اسلحه، هتل، خر، حمله، باروت
| عنوان | پیام - علی بن سعید العماری - ادریس السراج - قضیه خرید الاغ و قضیه باروت فروشی - اسلحه، هتل، خر، حمله، باروت |
|---|---|
| نویسنده | علی بن سعید العماری |
| نویسنده اورجینال | علي بن سعيد العماري |
| محل انتشار | مکنس - علی بن سعید العماری |
| موضوع | اسلحه، هتل، قرمز (خر)، حمله، باروت - مورد خرید الاغ، و مورد فروش باروت |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display544 |
| محل کتابخانه | مکنس |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما محمد و آل او سرور ما و به جای پدر ما فقیه اسعد و جلیل ترین پاشا سر ادریس السراج که خداوند شما را حفظ کند و به شما عنایت فرماید و درود خدا بر شما باد. آن گاه به مولای ما معلوم شود که حامل آن نزد تو، الاغی را در نزدیکی ورطه بیست روزه خرید و برای فروش آن کار کرد و از روزی که آن را در کمبود خرید و عیب آن را در گوشه ای ثابت کرد و خانه ای خواستند. شریعت در گوشه و با جارو و امروز فروشنده آمد و حمل کننده را نزد شما و عاملش در مکنس احضار کرد زیرا او مردی است پشتیبان که به هیچ چیز اهمیت نمی دهد و سلام بر شما و خدمت و سلام، شیخ علی بن سعید العماری حفظش کند، آمین، و همانطور که ما به شما اطلاع دادیم، آقا از این که مردم به ما می آیند، مانع می شوند. دیروز مردی کوهستانی آمد و شب را در کوچه ها سپری کرد و جنوایان را ترک کرد و مردم او را معروف کردند پس از اقامت در هتل خودداری کرد و شب باروت و شش در کوچه نزدیک محل سکونتش برد. شروع کرد به گفتن روح اوست و صبح مردی را دید که باروت می گیرد و به در خانه احد می اندازد. این را که به او گفت او را احضار کردند و از تو شکایت کردند و او دوباره در اینجا سرش را خم کرد و به تو و برای خدمت و صلح نگاه کرد. |