پیام - محمد المقری - الطیب المقری - فروشگاه البسطا (پست)
| عنوان | پیام - محمد المقری - الطیب المقری - فروشگاه البسطا (پست) |
|---|---|
| نویسنده | محمد المقری |
| نویسنده اورجینال | محمد المقري |
| تاریخ انتشار: | 27/08/1907 — 18/07/1325 |
| محل انتشار | مراکش، فاس - محمد المقری |
| موضوع | فروشگاه پست (پست). |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display15847 |
| محل کتابخانه | مراکش، فاس |
| تاریخ | 27/08/1907 — 18/07/1325 |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خداوند بر مولای ما محمد و آل او عزیزترین و صالح ترین فرزند ما آقای الطیب المقری باد. درود خدا بر شما باد و رحمت خدا بر شما به خیر و صلاح مولای ما که خداوند او را پیروز گرداند. و پس از آن، بر آنچه بر شما عرضه کردیم، اضافه ای نیست که تاریخ به او می رسد و او به خیر و سلامت و سلامت به شما و احوال شما می رسد. تاریخچه آن. بوستا از فاس نخواست و ما تمام شب را ماندیم و چون رقاصی به بوستا آمد در روز تاریخش صحیح بود و نامه ای از تو به ما نرسید. همینطور باشد. خداوندا آنچه را که تو را خشنود می سازد به ما عطا فرماید و اما احوال مراکش هنوز به تفصیل به هر یک گزارش می شود و به آنها خبر دادند که (بیتر) ای این مولای حفید نزدیک ششصد اسب دوکاله را به ایشان عرضه کردند و از شانه بیعت و بقیه نگهبانان خبر دادند. آنچه به نظر آنها می رسید تحقیقی و جدی بهتر از مراکش بود که من یکی از کسانی بودم که به کلاس تاریخی منصوب شدم. ابتدا از او مطلع شدند و با توصیه، تکلیف او را به تمام دفاتری که دریافت کرده بود برگرداندند. به آنها گفتند که منشی یا آنجاست و بن کبور مجیب و کارگر به دنیا آمد. مملکت برادر من الکلاوی و پاشا قضیه خلیفه بن کبور است و خبر دادند که خانه ابن العربی الفرایجی تریله و خانه علامه است و اموری است که اندیشه های اربعه را دگرگون می کند. ما در اجرت المثل دارو می گوییم و اینجا به عده ای گفتند که استاد ما رضی الله عنه به تذمیمة الرباطی مبتلا شده است و همینطور شما کتاب می خوانید شاید مطلبی در این باره بگویید. ما اینجا در سردرگمی و همه زالوها با شما و شرایط و برادران پسر عمویمان البیصیل می آیند. او توصیه کرد که اینجا بنشینید، زیرا ما با صحبت در اینجا حواسمان پرت نمی شود، زیرا ما در اینجا به خاطر روشنگری خداوند در مورد رویداد بحث نمی کنیم. او از آمدن (بطر) به اینجا می ترسد، زیرا اردوگاهی که ای پسرم، نقطه آن مرز با کمان انگلیسی است، از آن تأمین نمی شود. و اگر خوشحال می یافت با فقیه جناب عبدالکریم صحبت می کرد و شما از ناحیه خود او را می فهمیدید. سپس به او مىگويى: «هر چه پدر ما ببيند، او را اصلاح مىكند و ظهورش مورد توجه پروردگار ماست». این به صورت سؤال است و ببینید چه قرار داده است که ربع سلام بر شما پرواز کند که آمدن خود را موافق می یابیم. حلالیت میطلبیم مولای ما که خداوند نصرتش کند. او اشاره میکند که قبلاً ما را در راه فاس میشناخت. شما پیگیر موضوع بودید و چیزهای بزرگی به شما رسید، اما در بیانیه نبودید و نوشتن را قبول نداشتید. درود از طرف ما به اهل خانه و خانه و همه عزیزان. روز چهارشنبه هجدهم رجب سال 1325 محمد مقری رضی الله عنه به او توفیق عنایت فرماید. |
| Kişi Adları | مولاي عبد الحفيظ، القايد الكلاوي |