قراردادهای حقوقی - دعاوی تجاوز

عنوان قراردادهای حقوقی - دعاوی تجاوز
تاریخ انتشار: 12/07/1871 — 23/04/1288
موضوع دعاوی تعرض
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display13354
تاریخ 12/07/1871 — 23/04/1288
یادداشت‌ها الحمدلله اذن کسى را که خداوند به زبانى که به او معروف است حفظ و هدایت کند حبیب علوى من. شهدای او که خداوند به وسیله او حفظشان کند، مردی را دیدند که خود را العربی بن موسی الجامع القفیری الکرمی بنادر یمینه با زخمی به اندازه دو مورچه و لباسش به خون آغشته بود، زیرا انسان عاقل با خود چنین نمی کند. شهیدانش از او پرسیدند که چه کسی با او چنین کرد، پس ذکر کرد که او در خائولان در بیرون دروازه فتح در خیمه اش بود و بذر حاج محمد را آماده می کرد و به عنوان گوسفند پر در محصول مذکور می کاشت. او از او مراقبت کرد و گوسفندان را بیرون کرد، پس عبدالرحمن صفروی، صحابی مولای مهدی بن العباس، و پدر همسر قطان بن عباس، که در بالا ذکر شد، در آستانه مجازات قبلی، او را زدند و بر اساس ضربات ذکر شده، بر اساس شماره ای که ذکر شد، او را زدند. و فراموشی خداوند مرگ او را از زخم فوق مقدر کرده است. آنها دو نفر دیگر با خون او بودند. او سرنوشت خود را می دانست. با وصف مذکور بر علیه خود شاهد بود. ربع قصر با بینی پربار و با زخمی سبک و نازک بر ابرو و در بیست و سوم ربیع الثانی سال دوهزار و هشتصد و هشتاد و هشت.
مشاهده در منبع بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود

قراردادهای حقوقی - دعاوی تجاوز

تاریخ انتشار 12/07/1871 — 23/04/1288
موضوع دعاوی تعرض
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display13354
تاریخ 12/07/1871 — 23/04/1288
یادداشت‌ها الحمدلله اذن کسى را که خداوند به زبانى که به او معروف است حفظ و هدایت کند حبیب علوى من. شهدای او که خداوند به وسیله او حفظشان کند، مردی را دیدند که خود را العربی بن موسی الجامع القفیری الکرمی بنادر یمینه با زخمی به اندازه دو مورچه و لباسش به خون آغشته بود، زیرا انسان عاقل با خود چنین نمی کند. شهیدانش از او پرسیدند که چه کسی با او چنین کرد، پس ذکر کرد که او در خائولان در بیرون دروازه فتح در خیمه اش بود و بذر حاج محمد را آماده می کرد و به عنوان گوسفند پر در محصول مذکور می کاشت. او از او مراقبت کرد و گوسفندان را بیرون کرد، پس عبدالرحمن صفروی، صحابی مولای مهدی بن العباس، و پدر همسر قطان بن عباس، که در بالا ذکر شد، در آستانه مجازات قبلی، او را زدند و بر اساس ضربات ذکر شده، بر اساس شماره ای که ذکر شد، او را زدند. و فراموشی خداوند مرگ او را از زخم فوق مقدر کرده است. آنها دو نفر دیگر با خون او بودند. او سرنوشت خود را می دانست. با وصف مذکور بر علیه خود شاهد بود. ربع قصر با بینی پربار و با زخمی سبک و نازک بر ابرو و در بیست و سوم ربیع الثانی سال دوهزار و هشتصد و هشتاد و هشت.
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید