پیام - الطیب المقری - خواص
| عنوان | پیام - الطیب المقری - خواص |
|---|---|
| نویسنده | الطیب المقری |
| تاریخ انتشار: | 25/08/1919 — 28/11/1337 |
| محل انتشار | سیدی بنور، الجدیده - |
| موضوع | اموال |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display15993 |
| محل کتابخانه | سیدی بنور، الجدیده |
| تاریخ | 25/08/1919 — 28/11/1337 |
| یادداشتها | الحمدلله و صلوات و درود خدا بر مولای ما محمد و آل و اصحابش جناب الفاضل ارجمند و توانا و ارجمند و بزرگ ترین امانت سیدی الطیب المقری باد. خداوند شما را برکت دهد و در هر دو جهان موفق باشید. پس از سلام کامل، رحمت و برکات الهی و بعد از نام سؤال از شما و احوال شما، روز یکشنبه به الجدیده رفتم و در سی محمد بویاد ماندم و با پاشا ملاقات کردم. پس از آنکه نامه شما و نامه ای مشابه از سی عبداللطیف تازی را به او تحویل دادم، از بن استقبال کرد و قول مساعدت داد و از من خواست چند روز صبر کنم تا عده ای از بدهکاران برسند. روز دوشنبه صبح که تاریخ تاریخ آکترت یا توموبیل بود، مردی را که کشور می دانست، گرفتم و ساعت پنج و نیم صبح به راه افتادم. ایشان آقا بن کدور با یک کتاب مکاشفه در دست من اعتراف را در تمام مواردی که من درخواست کردم توسط اداره املاک ذخیره شده مشخص شود و از آنجا که همراه با تسلیم و درخواست ثبت خود شاه بوده است، به این اقرار پی بردیم. در ثبت املاک طبق باب ششم فرمان سلطنتی مورخ 3 ژانویه 1916، در راه مشکلاتی داشتیم، اما ساعت ده و نیم به سیدی بننور آل علا نرسیدم. امروز فروشنده عشر در گرما بود تا اینکه خراب شد. به محض مراجعه به اداره، استاندار را دیدم که برای تعیین اموال، منشی، امور، خدمتگزاران و کارگر آمده است و به من اطلاع دادند که زمینی که باید تعیین شود حدود یک کیلومتر با سیدی بنور فاصله دارد. با صاحب فاینانس رفتم عین. در کشور کارگر و بازرس ملک و مهندس را پیدا کردم به آنها اعتراض کردم. از آنجا به پرو برگشتم و با رئیسجمهوری که سر باغها را حصار کشیده بود ملاقات کردم تا مشخص شود چه کسی به این نامه هدایت شده است. من آن را به او تحویل دادم و در همه کشورها غرامت گرفتم و ساعت بعد از ظهر با قطب نما به الجدیده برگشتم. چند روزی به او اجازه دادم تا به اختلافات کارگری با پاشا رسیدگی کند و وقتی حقیقت را فهمید و فاجعه را پایه گذاری کرد، به کازابلانکا برمی گردم تا کارهای مربوط به ثبت کشور را تکمیل کنم. به خواست خدا به مراکش می روم. او به آنچه در بیع مصیبت مورد نظر است نمی رسد و در نتیجه مرا یاری کن. درود مرا به استادم العربی و کسانی که با استادش محشور شدند و به محبت خالصانه خود برسانید. در روز دوشنبه بیست و پنجم اوت 1919 از خانه درود بر شما. اگر یادداشت یا دستوری دارید به مهم ترین فرد فرمانده ایادی خطاب کنید، سپس تصحیح کنید. |