پیام - المکی بن ادریس القلایی - ادریس السراج - سرقت، شکایت غذا
| عنوان | پیام - المکی بن ادریس القلایی - ادریس السراج - سرقت، شکایت غذا |
|---|---|
| نویسنده | مکی بن ادریس القلایی |
| نویسنده اورجینال | المكي بن إدريس القليعي |
| محل انتشار | مکنس - مکی بن ادریس القلایی |
| موضوع | شکایت سرقت مواد غذایی |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display8476 |
| محل کتابخانه | مکنس |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خداوند بر مولای ما محمد و آل او، سرور ما، پیشوای زمینی، عالم فرهیخته، سیدی ادریس، درود و رحمت خداوند بر شما باد، برای بهترین پروردگارمان که خداوند او را پیروز گرداند. و پس از آن هنگامی که در امر هدایت فرزندان العربی بن عبدالقادر به عزیزترین آنها رسیدیم که محمد بن ناصر الوردی علیه او ادعا کرد، زیرا او ادعا کرد که آنها بر ضد او اجتماع کرده اند، از ترس این که این با ما باشد جز این که پسر سی به فرزندان عربی بن عبدالقادر فرمان داد که نام او عرب و پیشوای قوم است. ضیافت برای غذا بود و هنگامی که مجری مذکور به سفره غذایی که قبیله آن را رفیصه می نامیدند بسنده کرد، محمد بناصیر مذکور به او حمله کرد و خواست ظلمی را از او بگیرد، پس از آنان سپاسگزاری کرد تا اینکه آنها را با سنگ زدند تا اینکه محمد نامبرده مجروح شد. و هنگامی که مدعی ادعای خود را دستگیر کردیم، برادر شوهر بنصیر مذکور که نامش پاک بود، همراه بنصیر آمد و آن مرد پاک مذکور با این جمله شروع کرد که: «آیا عاقل است و احدی نیست که بر او حکم شود؟» پس وقتی او را نهی کردم و به او گفتم خر فلانی و حیوان فلانی را حرام کردی. نزدیک به تاریخ، شخصی از میان ما آیه ای از جارو در مسجد دزدید و ما تو را بخشیدیم و نظر مفسده خود را پس نگرفتی، بقالی، و چون ظاهر شدی به عده ای از گروه گفتم دستگیرش کن، سنگ را انداخت و آمد تا مرا بزند. هنگامی که اصحاب به او حمله کردند، ناصر مذکور برخاست و به سوی حرم گریخت. به او گفتیم: تو از دست ما فرار کردی و به دنبال حقیقت هستی، پس او را دستگیر کن و اینک هر دو را دستگیر می کنیم، ناگهان محمد زخمی و مذموم که در بالا ذکر شد بیرون آمد و با چاقو فرار کرد و خود را به دوستت که کتاب را حمل می کرد، رساند و فرستاد. دو زندانی فوق الذکر و همین جا هستند، تا زمانی که لازم است به سرورمان و درود خدا بر او خبر دهیم، به گوشه زندان رسیده اند. و درود خدا بر او باد. |
| Kişi Adları | محمد بن بناصر الواردي، أولاد العربي بن عبد القادر |