داستان حضرت یوسف علیه السلام نویسنده ذکر نشده است
(قصة النبي يوسف عليه السلام المؤلف غير مذكور)
| عنوان |
داستان حضرت یوسف علیه السلام نویسنده ذکر نشده است |
| عنوان اورجینال
|
قصة النبي يوسف عليه السلام المؤلف غير مذكور
|
| نوع |
belge |
| زبان |
عربی |
| دیجیتال |
بله
|
| نسخه خطی |
بله
|
| تعداد صفحات |
60 |
| کتابخانه: |
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت |
affichage_numerics2494 |
| یادداشتها |
آغاز خط: اندکى نگذشته بود که خداوند متعال او را (...) به رسالت فرستاد و آنان را به سوى خدا دعوت کرد (...) و همچنان آنها را به سوى خداى متعال دعوت کرد. یک شب در حالی که با همسرش بود با او همبستر شد و زن خندید و گفت: تو (...) آه اسحاق؟
آخر خط: و اولاد او شاخه ها هستند و شاخه ای که از آن خارج شد یوسف پسرش (...) به او گفت: آیا از یوسف خبر داری؟ به او گفت: با برادرانش گوسفندانش را می چراند و گرگ او را خورد. یوسف به او گفت: گرگ به او دروغ گفته است و یوسف زنده و بالنده است. پس پیام مرا به شیخ می رسانی؟
نسخه خطی چاپ شده
نوع قلم: مراکشی |