پیام - محمد التازی - الطیب المقری - مال و پول
| عنوان | پیام - محمد التازی - الطیب المقری - مال و پول |
|---|---|
| نویسنده | محمد التازی |
| نویسنده اورجینال | محمد التازي |
| تاریخ انتشار: | 23/09/1910 — 18/09/1328 |
| محل انتشار | - محمد التازی |
| موضوع | پول ملک |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display15996 |
| تاریخ | 23/09/1910 — 18/09/1328 |
| یادداشتها | الحمدلله یکتا صلوات خداوند بر مولایمان محمد و آل او باد از طنجه در هجدهم رمضان سال 1328 خداوند رحمتش کند، بانوی من، گرامیترین، عزیزترین، با ایمانترین، با ایمانترین، خوانترین برادر، از همه بیشتر چشم جناب الطیب المقری، خداوند شما را حفظ کند و بر برادرانتان درود و رحمت کند، در پیشگاه پروردگار ما رضوان الله تعالی علیه. اطلاعیه ورود خود را به این بندر به برادران شما تقدیم می کنیم. میمون خوب و خوب است. صبح دیروز با جناب پدر و مادر، فقیه، وزیر رحمه الله و عنایتی که به ایشان داشتند دیدار کردم. خداوند به او جزای خیر بدهد و برادرانت را برکت دهد. با او در مورد پنجاه هزار فرانکی که برای ابریشم در نظر گرفته شده بود صحبت کردم. پاسخ داد که در این باره به او نامه نوشتی، اما خانه آنها آسان نبود و اگر چیزی به دست آمد، امکان ملاقات با آنچه ذکر شد فراهم می شود و لازم است به او اطلاع داده شود. نامه شما به تاریخ یازدهم ماه تاریخ ایشان رسید و ما از آن بهره مند شدیم. و محفوظ بودن شرایط در آن، دانستم که آنها را به دست الزکری اطری به ما رساندی، مگر فرانک با تصاویری که ساخته شده بود، جز اینکه تو که خدا حفظت کند، تفاوت را بر طبق 52 برای او قرار دادی، و اختلاف اینجا بر اساس 50 است. آنها را 1652 ریال انداختی. و آنچه او را سرزنش کرد و تو ما را از آن خبر دادی و ما قابهایی را که به ما دادی به او می پردازیم و کار را به جناب وزیر رضی الله عنه می سپاریم. از باخت پشیمانم مشکل شما این است که شما مسئول حساب نیستید و ما برای آن سخنرانی با ما نیستیم. خوش اومدی برادر من در بالای راش، بیانیه الهبلی را به نیمی از همه پیشنهاد دهید. نتیجه اش همین است. من برای شما در سال 165 و دو در شماره اضافی در بورس زندگی کرده ام. من از شما می خواهم که در حساب ما با شما آن را تمدید کنید یا به برادرتان دستور بدهیم که آن را برای او بگیریم، چون معلق است و شما از حوادث صحرا و عواقب آن آگاه نیستید، هر چند که برادران از من شنیده اند و من شما را می شناسم، دوست ندارید که آن را از من بدهم. به هر حال من تعریف شما را پذیرفتم و از زکری ناراحت شدم. آنها فقط یک فرانک فرستادند و من مبلغی را که برای جناب وزیر صادر شده بود، که خداوند او و جان ما را برای برادران شما حفظ کند، بین موارد فوق و آنچه از شدت ماه رمضان می دانید، به ایشان پرداخت کردم. خداوند به همه کمک کند که به نحوی آن را از بین برده است، هر چند من آن را تا روزهای 13 و 18 تعیین نکردم، و به خواست خدا در روز سه روز آینده سوار دریا می شوم تا بقیه را با او پاکسازی کنم، و از وقفه های سرزنش شما متاسف شدم که نتوانستم، پس بر حذر باشید از این سخاوتمند که آن را برای شما حلال کرده و آن را از جانب پروردگار کریم روضه کرده است. برای مدت طولانی شرح آنچه از مردم یافتیم که از همه چیز به نیکی ادامه دهد، اما صحرا عنوان پایان است و اینها در امان و امان سلامت و سیادت ولید فقیه وزیر صلی الله علیه و آله فردا سفر تاریخ بر آغوش عزیزش است که خداوند بر زر و سعادت او عنایت فرماید. آمین سلام کامل خود را به جناب برادر آل پاشا الاسد جناب حاج حماد به طور کامل و یاران و جناب برادر استاد مکی به طور کامل و مشمولان محترم شورای شما تقدیم می کنیم. السعید و اینها برادر آقا محمد و پسرانش و محمد بن جلون و بالاتر از آن (فلان) که من همچنان از ایشان پیروی می کنم، در یکی از آنها مناصب خاصی را از جناب وزیر - که خداوند حفظش کند - بر اثر دستور صندلی دریافت کرده است و حاجت های مختلف را به ایشان رسانده ایم و حاجت های مختلفی را با ایشان مطرح کرده ایم. گوش دادن و اطاعت در گوشه و کنار جهان وظیفه ماست. بعد از آن به برادرانتان دستور می دهم که همه برای جنابعالی و شاید آن که می گفت مال ایشان باشد به سدی برسد و اگر داشت با نغمه ها دنبال می کرد و کار از آن خداست. و من هنوز در دریا شناورم. من را به خاطر این کتاب ها ببخشید. خداوند به زندگی شما برکت دهد و هستی شما و عشق و برادری شما را ادامه دهد. درود بر او باد. خدا رحمتش کند. خدا رحمتش کند. |