محدودیت - شکایت
| عنوان | محدودیت - شکایت |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 12/09/1869 — 05/06/1286 |
| محل انتشار | هزاران - |
| موضوع | شکایت |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display6650 |
| محل کتابخانه | هزاران |
| تاریخ | 12/09/1869 — 05/06/1286 |
| یادداشتها | الحمدلله هنگامی که به ابن پاشا اسعد، فقیه، سیدی ادریس السراج، مردوک بن شلوم اسپانیایی و همراهش از دمتم فاس علیا، شکایت کرد که با بنی عمار و صخرات زرحون ملاقات کرده اند، از این رو همراهش، شیخی را با دستور سفینه های خود به دستور وی، سفینه هایی را به همراه داشت. از مدثران بر مصیبت بایستند و به جستجوی کار بپردازند، که فرمود اگر دو شاهد او راه افتادند، خداوند آنها را در جمع شیوخ المدشر و از طرف پاشا امین، در مقابل همگان، به جنگ بنی حفظ کند. عمار و صخرات و با حجه به محلی به نام مروه رفتند. به گزارش مشکوک، گفته شد که سه مرد که یکی از آنها تیره رنگ بود تعقیب و در میان آنها متواری شدند. آنها به دنبال آنها رفتند و آنها را از حیوانات جدا کردند. ساعت بین ظهر و بعدازظهر بود و گوسفندان راست و چپ چرا می کردند و چند چادر جلوی آنها بود. دو شاهدش چادر انداخته بودند، باز هم آنها را جابه جا می کردند و اگر آن مرد بلند صحبت می کرد، کسانی که در چادر بودند به او کمک می کردند. علاوه بر این، اگر او فریاد می زد، برخی از عزیزان او را دنبال می کردند، سپس با آنها و حیوانات نیز همراه می شدند. رفتند و به دنبال آنها رفتند تا به نزدیکی مرزهای آن به سرزمین شرارده رسیدیم و آن دو منشی گرفتند و به دیگری گفتند: «این کشور شرارده است». سپس بازگشتند و گفتند که از جایی که آنها را بسته بودند روی برگرداندند و ردی در آن بود که آنها و چوب را رها می کرد. آنها را اسیر کرده بودند و آنچه ذکر کرده بودند با کمال میل برایشان غارت شد. هر که رفت هر که ذکر کرد و شنید و دو سال آنچه را که در کتابش ثبت کرد به شهادت سائلش و در پنجم جمادی الثانیه سال هشتاد و شش و دویست و هزار بهار پروردگارش قاطری. 184 بقلا 210 |