پیام - بلکاسم - ادریس السراج - الزیتون
| عنوان | پیام - بلکاسم - ادریس السراج - الزیتون |
|---|---|
| نویسنده | بلکاسم |
| نویسنده اورجینال | بلقاسم |
| محل انتشار | مکنس - بلکاسم |
| موضوع | زیتون |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display6540 |
| محل کتابخانه | مکنس |
| یادداشتها | الحمدلله یگانه سعادت مولای زمینی ما فقیه و بنده مولایمان فقیه مرتضی سرورم حاج ادریس را جاودانه گرداند. درود و رحمت و برکات خداوند بر شما باد به نیکی مولای ما که خداوند نصرت و بلندترین ملکش را نصیبش گرداند. و آنگاه به خوبی آگاه می شوید که ادریسى ارجمند، استاد بزرگوارم ادریس به محضر استاد ما آمد و از او شکایت کرد که او را هشت ماه زندانى کردید و سیصد مثقال و نیم صد گوسفند از او گرفتید. ما تو را دوست داریم، مراقب این مصیبت باش، و همچنین زینی که راک برای آن پول داده شده بود، به سوی رفتگر زیتون آورده شد. او می خواست آن را اینجا بفروشد و اسب را پسر ارباب ما مولا احمد برگرداند. ما باید شما را دوست داشته باشیم. اگر به نظرتان آمد که با اهل زاویه توطئه می کنید، به شما ثابت می کند زیرا اوست که وسوسه را مطرح کرده است و خودش متصدی کارزار علیه آن بوده و می خواهد وارد مکان مذکور شود. در مورد ما با بربرها، با آنها در مقابل فقیه سیدی محمد الصفار نشستیم و او دستور داد که اجرتی را که شامل کلمات است بیاوریم و ما به دستور او عمل کردیم و به آنها پرداختیم. امتناع کردند، یا گفت: مولای ما بر تو و آنان حکم کرده که آنچه در دست توست برگردانند، و در غایب سوگند یاد کردی، و کار به این وسیله انجام شد، و دوست و بنده تو، کاتب او، التهامی بن عبدالله، و یار تو، حاج بلکاسم، و دیگران نیز، همه به محضر پروردگار ما آمدند، و همه به محضر پروردگار ما رسیدند. |
| Kişi Adları | الشريف الإدريسي سيدي الكبير إدريس، الفقيه سيدي محمد الصفار، الكاتب التهامي بن عبد الله |