محدودیت - دعاوی کشوری
| عنوان | محدودیت - دعاوی کشوری |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 29/04/1905 — 23/02/1319 |
| موضوع | دعاوی کشوری |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display8241 |
| تاریخ | 29/04/1905 — 23/02/1319 |
| یادداشتها | الحمدلله پس از آن که استاد زمینی جناب حاج مهد السلام برکت مرحوم آقای الغیاشی بن ذکری الذمی را بر کسى که بهترین دوره را دارد، امین، استاد کامل، پسر مورد علاقه من، بهترین رئیس جمهور، زاهد، بخشنده، مولای من ادریس الذکر، الذین ولادى، ادریس الذکر، الذمه، برگرداند. السعید آنجاست و با یک نگاه شامل قسمتی از کشورش معروف به کشور یاسوس از الهدی الهدی می شد، پس استاد منصفه وادی از این طرف امتناع ورزید و با این کشور موفق تماس گرفت و آن منظر داناترین ممالک فوق الذکر شد که کشور مورد علاقه من از طرف ما و کشور مورد علاقه من از طرف ما حمل شد. که در کنار انبار است، دره مرده وجود دارد، و دره مرده پدید آمد، دره مرده، راز شهر کوچکی که در آن شناخته شده است. وادی مرده همان شهر بزرگی است که در دکان موفق اوست و اصغر و اکبر و صد ذراع را ثبت کرد و احمد راه می رفت و از صغیر و اکبر قبله ای کمک می خواست و صد ذراع می رفت و احمد راه می رفت و جهت قبله ای از صغیر را می جست تا اینکه با او به نیمه شهر رسید و به نیمه دیاد رسید و به آن وادی دیاد رسید. به دره سبوا. بدون بهشت بایست. مولای معتمد ابن ذکری برای ما آنچه باقی مانده و متصل به کشور یاسوس ذکر کرده است، به روایت بن حام باب الکفیان، بیان تاریخ و در دوم بهار سال هفتاد و هفت در همان ماه صد سال گذشته است که دست و ربع و هوی و هوس او دارد. این نکوهش ارجمند پروردگار ما خلیفه بزرگ و شریف ترین مدنی است. او یک اتهام قداستی است که پروردگار ما خلیفه در آن زمان به وادی فاس بازگرداند، رئیس جمهور اسعد و بزرگ ترین پاشا، صادق، زمینی، برجسته، الاحدی، سیدی عبدالرحمن لبان بن عبدالصادق، که دستور بازگرداندن مقام را صادر کرد. در مملکت مذکور، هر که بر ارباب بینایی، دهقانان و بردگان بایستد، بر اساس آنچه در کارت شرافت مندرج در جهت ادک آمده است، خداوند شاهد خواهد بود و هر که آن را در میان اربابان بینایی بیابد، و آن بزرگوار زمینی، سیدی العربی بن السیب الشریف با عنایت الشریف است. زائر اهل زمین سیدی لهسان بن المربیط، المنعم، سیدی احمد الابلاوی، با اذن دو کارگر مرد، پس از اذن دو کارگر مرد، و این پس از اذن خداوند رحمت الله علیه، ولی کسانی که دوستشان داریم، حفظش کند و رشیده بن الذکری، بیان عزمش. آقای زمینی، استاد مورد علاقه من، صاحب سمت انبار، حاج عبدالسلام مذکور که برای خود ایستاده بود، و پلیس کارگر، فتح الله، همراهی می کردند تا اینکه جمعیت در مملکت مذکور و آنچه در آن بود توقف کردند و پس از آنچه در بالا ذکر شد، به تفصیل اشاره کردند تا اینکه افراد مشمول عبد السلام چه کسانی بودند که در آن صفت بودند و کسانی که در آن بودند را نشان دادند. مرزها تبدیل به یک میل شد و آنها در کشورهای فوق پرسه زدند و پرسه زدند، اما طرفی که آنها را از آنجا متوقف کرد، این را می دانست و مایل به تمدید اختلاف نبود و برخلاف آنچه در دو توقف اول به آنها داده شد بود و ما به دقت نگاه کردیم و آنها را کاملاً شکست داد. با ادله روشن از ایشان و اثبات علم ایشان و آنچه اهتمام ایشان شما را به آن راهنمایی کرده است، طرف مورد اشاره ناشی از هیچ یک از ابهامات مندرج در ترسیم فصل مذکور نیست. آیا ارباب و دره او را حدی محفوظ میداشتند، بلکه در وسط زمین انبار، بیآنکه گمان کنند که از آن وادی دیگر است و آن در آن است، اگر بین جایی که معلوم بود چون در آن بود تکمیل میشد، فرماندار جوانتر متولد میشد. محلی که ادعا می شود در آن فرماندار بزرگ متولد شده است. بیابان یکی از ذراعی است که یک ذراع و چهار و دو ذراع می گیرد و آن برحسب ثبت یک شهاب است و برای هر یک از آنها در دو برافراشته و بازوهای حلال معادلی وجود ندارد و چیزی مانند خاطره من از سخاوت او در او به آن شهادت نمی دهد و گواهانش به او شهادت داده و شهود و قدردانی و قدر او را می دانند و قدر او را می دانند. در بیست و سوم صفر الخیر سال نوزدهم آن را بر سیصد و هزار نهی کردیم. الحمدلله. شخصیتی که در نگاره فوق با او طواف می کند فقیه عادل سید الحاج محمد بن السید محمد بن سلیمان است و از گواهان عادل شهادت و قبولی آن در این حضور ادریسی هستند و تا سفر او همچنان مدیون است و باید یک ربع از طرف او بپردازد. آشنایش گفت، زیرا در دهم صفر الخیر سال سیصد و بیست و هشتم بود و هزار حمد فقط مخصوص خداست. اول و رسم بالا بالا و به ارتفاع بالا است پس قبول کردند و بر آن. |