پیام - احمد المراکشی - ادریس السراج - دارالشکایاء
| عنوان | پیام - احمد المراکشی - ادریس السراج - دارالشکایاء |
|---|---|
| نویسنده | احمد مراکشی |
| نویسنده اورجینال | أحمد المراكشي |
| محل انتشار | - احمد مراکشی |
| موضوع | خانه شاکی |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display5474 |
| یادداشتها | الحمدلله یگانه و درود خدا بر مولای ما محمد و آل و اصحابش و حبیب الاحدای ما فقیه بهترین و عزیزترین مرتضی الباشا و سید ادریس صلی الله علیه و آله و سلم و رحمت الله علیه و سلم. می دانی که فرزندانم را در خانه مولانا احمد در درب عمر گذاشتم به امید اداره خانه تا آن که از شخم زدن با مولایمان رضی الله عنه برگردد و چهار ماه اجاره بود و آخرین آنها جمادی الثانی و آن هاست. به معلم یکی از اسرای بخاری در آنجا با ما همسایه است و از روزی که سدش چهار ماه است از تو درباره فرزندان قلت المرات می پرسد و در میان آنها بر آنان گناه می کند. او آنها را به انبار من پاسخ داد و با چشم خواست که بروند، پس ما از پشت فرار می کنیم تا حاجت خود را به سوله بیاندازیم و او دور آنها جمع شده است. او فرزندان او از پیر و جوان است و نه از خدا و نه از بندگانش حیا و شرم ندارد و ما برای اینکه فرزندانمان را در امان انبار و احکام بگذاریم به درگاه شما نیامدیم و این مهاجم رحم نکرد. قانون نه برای دکان و نه برای ما از رسوایی خدا و شرم تو ترسیدیم و تو به قوز امر کردی که این کار را حلال کند، حتی اگر عاشق پولا شده باشد در خدمت خدا و سلطان رضی الله عنه ملامت می شود و خدای متعال جز صغیر او جز برای فرزندانش و تو را از صابران نمی پذیرم. زشت ترین و سوگند به خدایی که جز همسرش معبودی جز خدا نیست، به ما معصیت کردی و ما گوش می دهیم. او به فرزندان شما قسم خورد که با فرزندانش صحبت نکنند و من شکایت کردم که خدا شما را ملامت کند. و این همان است که با همه مردم و به شهادت بانوان محترم لالا حبیبه و لالا سکینه خواند. در اینجا، هنگامی که شهادت خدا را گرفتید، بر او بفرستید. آیا به شما نمی گوید که در آن خانه مردی ننشست، مگر مردی که فرزندانش بر هر که وارد خانه می شود، دختر مردم و امر رقص نزد او آمدند و با او در کنار هم ایستاده از آنان تمجید کرد. من مدت او را به پایان رساندم. او سخن با کیست؟ و حالا یک مرد مهاجم قضاوت را به شدت بر خود می کشد. از فروشگاه برای فرود به شهر خوبی لذت ببرید. با احکام شرعی بدوید. اران شاهد آن بوده و او را ستوده است. بنی جوگ به خاطر آنچه از او رسیده راضی است که مهاجم و (قسمت) را با آن خبر داد تا از آن صاحب علم (قسمت) مطلع و تأیید شوی، احکام در این می افتد و جواب باید عظما (بغل) احمد المراکشی مؤذن حضرت رضی الله عنه ع. |
| Kişi Adları | للاحبيبة، للا سكينة |