پیام - شیوخ صخیرات، العربی و التهامی - ادریس السراج - اقامه دعوا
| عنوان | پیام - شیوخ صخیرات، العربی و التهامی - ادریس السراج - اقامه دعوا |
|---|---|
| نویسنده | شیوخ صخیرات، العربی و التهامی |
| نویسنده اورجینال | أشياخ الصخيرات والعربي والتهامي |
| محل انتشار | مولای یعقوب (فاس) - شیوخ صخیرات، العربی و التهامی |
| موضوع | دعاوی حقوقی |
| نوع | belge |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display4380 |
| محل کتابخانه | مولای یعقوب (فاس) |
| یادداشتها | حمد و ستایش فقط مخصوص خداوند است و درود خدا بر مولای ما محمد و آل او، جانشین سرور ما سعادتمندترین و بنده مولای ما عادل ترین، فقیه عادل و رهبر سیدی ادریس السراء باد. درود و رحمت و برکات خداوند متعال برای احسان مولای ما که خداوند او را حمایت و پیروز گرداند. و بعد از آن جناب عزیزترین نامه شما با دوستتان بوشتی در مورد مردی که به شما اشاره کرد که بین مدشیر ما و ساختمان ادریسیه زاویه غارت کرده است، درود و رحمت و برکات خدا بر شما به خیر و صلاح پروردگار ما که خداوند او را یاری و نصرت دهد. و بعد از آن که آقا عزیزترین نامه شما با دوستتان بوشتی ما را در مورد مردی که به شما یاد کرده بود که بین مدشیر ما و ادریسیه زاویه غارت کرده است ما را برآورده کرد، پس بدانید آقا که مورد او را یافتیم، زیرا شما آقا در نامه خود به ما اشاره کردید که به صاحب دعوتش نزدیک شدیم. پاشا محمد، دوست نامبرده شما و دو مرد را به گوشه مذکور آوردیم. وقتی رسیدیم، دوستش را که اسمش اسعید صحراوی است، در آنجا یافتیم، و بعد از آمدن او، به شاکی دستور نمی دهم که پیش سر مرد غافلی که حیوانی دارد که می خواهد به زیارت مولانا عاقوب برود. خداوند شما را در اجر و پاداش کمک کند. آنها در هتل شهر فوق الذکر اقامت داشتند. سپس معتمد، صاحب حيوان به ديدار مولانا ادريس بيرون رفت، پس شاكي، حيوان مذكور خود را نزد او سوار كرد. چون صاحبش برگشت و او را در هتل وسط شهر نیافت تا برایش جمع کردند، فرار کرد و دربان را رها کرد و این شهادت لفاف از گوشه گریز با اوست، و هر که با خروج از گوشه آن را تصدیق کرد و مکتاری که نام بردیم با اجازه آمد تا حیوانی ارزان را اجاره کند و واجین را به او دستور داد تا حیوان ارزانی را اجاره کند و به او دستور داد تا حیوانی را به او بدهند. بافنده ای بر پشت داشته باشد و سی عقیه به او بدهد و آنچه باقی مانده بود خواست گروه بود و آن را بخشید و چنانکه ذکر کردیم او بهترین اهل زاویه است و مکتاری او را غایب یافتیم که به بنی حسن انگور می فروخت. ولى آقا ما با جانشین شما سیّى محمّد وقتى رسیدیم و او را به حضور شما راهنمایی كردیم و مقصود این بود كه چنانكه اشاره كردیم او را به استادم یعقوب تقدیم كردند. خداوند شما را برکت دهد و به ما آرامش عطا فرماید. خداوند شما را برکت دهد و به شما آرامش دهد. خدا بهشون آرامش بده. |
| Kişi Adları | بوشتى |