محدودیت - شکایت دعوای تعرض
| عنوان | محدودیت - شکایت دعوای تعرض |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 25/06/1866 — 11/03/1283 |
| موضوع | شکایات دعوای تعرض |
| نوع | سند |
| زبان | عربی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود |
| شماره ثبت | display6651 |
| تاریخ | 25/06/1866 — 11/03/1283 |
| یادداشتها | الحمدلله مدنی شهادت داد که ریشه خود را شکست که فرزند متهمان مذکور است. جراحت را به پسر مشروح كه كاملاً و كامل و كاملاً و عالم عادل بود منتقل كرد تا سخني از او باقي نماند و در زندان آنها را بخشيد، زيرا خداوند سبحان او را از جراحت مذكور بيگناه دانسته است، زيرا در نزد آن زخم مذكور، تمام صد و سيزده مثقال او را شاهد بوده ام. و در حضور پسر عموی شاکی در شریف کسر، مولای بن ناصر بن الحاج، مدعی علوی، جراحت را کوتاه کرد و به آن رضایت داد. وسعت آن را می دانست. آنها کاملاً شفا یافتند و او آنها را با آنها یکی دانست. وی بهبود یافته را شکستگی توصیف کرد. یک ربع از آن را به سبب طولانی و مداوم شفا داد. محمد قاسم چشم گشاد و در یازدهم صفر سال دو و هشتاد و سه و از او شفا شکست. او منتظر بود تا دیگر از وظیفه خود برکنار شود. از آن تبرئه شد، پس نپذیرید. حمد و سپاس خداوند را برای آمرزش کسانی که دوستشان دارد. خداوند او را حفظ کند و او را به زبان عدالت هدایت کند. مولای قاسم بن مولای العربی شهیدش را که نامش خداست به لطف بزرگوارش تفحص کرد. مولای من احمد بن مولای الکبیر العالمی از منصوریه، سر او را کسی که راضی نیست قطع می کند. یک عمارت بزرگ و مستطیل شکل بریده شده و در گوشت گیر کرده است. در سمت چپ او عمارتی با دو بوته است که همه از آن بیرون میروند و لباسهایش خون آلود است. سؤال دو شهید که خداوند آنها را از او حفظ کند، در مورد هر که با او کاری کرد که انسان عاقل غالباً با خود نمی کند. پس به آنان اشاره کرد که در طاق باب الجدید آمده و در آن مولای من و مولای من محمد الزریکی الحارثی و مولای من آلال تورنینا و مولای من محمد بن العوام بیرون آمدند. البرادعی رحمه الله بن عمر المرنیسی السبعه و سیدی محمد بوسفیها و سیدی محمد الحوات علیه او روی آوردند و زاریکی المتکور با ضربه دوم ساختمانی که تفنگ در آن بود به او ضربه زد و التورینه اول به صورت ماشینی از جنگ با او برخورد کرد. تخطی لازم از سرنوشت، نه در برابر اشتباهی که در آن آسیب دیده اند، و از آن درد مرگ می یابد. اگر خدای متعال مرگ او را مقدر کرده است، شش مرد مذکور مکلفان و منتفعین از آنها هستند. پس هر کس مرد را ببیند چنانکه ذکر شد و به اذن یاور مزبور علم و نعوظ او را شاهد باشد بر مدعی مذکور که اتفاقاً و علم اوست و در ده روز صفرالخیر سال هشتاد و دویست و هشتاد و دو. بحمداللَّه عبدالکریم بن سیدی محمد بوفیها نماینده متهمین فوق الذکر که مطیع شرع که خداوند او را فراخواند او را به اثبات بیگناهی شاکی از جراحت فوق محکوم کرد و خروج وی از این حضور را با تأیید معاون شریعت اللحجاوی، آنچه را که او به آنها تخمین زد و از آن چه روزی را تخمین زد و از آن روز به آنها فروخت. الحرام چهار بار به آنها فروخت. و دویست و هشتاد و هزار. بی گناه اعتراف کرد پس ما او را دوست داشتیم. درست بود. الحمدلله که صورت خود را در ردپای تاریخ خود قرار داد به رسم بزرگوار مولای احمد بن مولای الکبیر حق تعالی در تهمت فوق. او بالا و معصوم بود، اطراف او علم به بد و بدترین بود، و آن را پوشید و با آن، شهادت داد که از جراحتی که در بالا ذکر شد، بیگناه است و از عاد الحضراء برای ضبط الماسی سفر کرده، و هنوز آنجاست. پس هر که از طریق محله آن را دانست و معلوم است که سابقه ای از آن وجود ندارد، شاهدی در روز بیست و دوم به سائل خود مسئول است. القعده در سال هشتاد و چهار و هزار و هشتاد و چهار بهترین است. |
| Kişi Adları | مولاي أحمد بن مولاي الكبير العلو، علال الحجوي، مولاي قاسم بن مولاي العربي، مولاي أحمد بن مولاي الكبير العلمي، |