شنیده شد که سادیک بیزاده عارف بیگ مزارع خود را به بالتاچی آراستیدی و برادرش تمتوینی میفروشد، که عارف بیگ با مقداری از پولی که از مزارع دریافت میکند، بدهیها را میپردازد و سپس باقی مانده آن را با بهره به بالتاسیلار میدهد و قصد دارد ماه به ماه آنها را جمعآوری کند، که این دو برادر به مانیسا میآیند و نیمی از مزرعه را به مانیسا میخرند. که آنها بسیار پربار بودند، که Baltacılar، که مزارع دیگری نیز داشت، اینجا نخواهد بود.
| عنوان | شنیده شد که سادیک بیزاده عارف بیگ مزارع خود را به بالتاچی آراستیدی و برادرش تمتوینی میفروشد، که عارف بیگ با مقداری از پولی که از مزارع دریافت میکند، بدهیها را میپردازد و سپس باقی مانده آن را با بهره به بالتاسیلار میدهد و قصد دارد ماه به ماه آنها را جمعآوری کند، که این دو برادر به مانیسا میآیند و نیمی از مزرعه را به مانیسا میخرند. که آنها بسیار پربار بودند، که Baltacılar، که مزارع دیگری نیز داشت، اینجا نخواهد بود. |
|---|---|
| تاریخ انتشار: | 7 س 1280 |
| نوع | سند |
| زبان | عثمانی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| کتابخانه: | کتابخانه های شهرداری کلانشهر استانبول |
| شناسه دارایی کتابخانه | PVS_Evr_04779 |
| شماره ثبت | PVS_Evr_04779 |
| تاریخ | 7 س 1280 |