'Confidential 86/7-v B.41 PETROLEUM CONCESSIONS LTD., TRUCIAL COAST'
| عنوان | 'Confidential 86/7-v B.41 PETROLEUM CONCESSIONS LTD., TRUCIAL COAST' |
|---|---|
| نویسنده | نمایندگان دولت انگلیس در مورد تحرکات نمایندگان شرکت نفت استاندارد عرب کالیفرنیا که ادعا می شد قصد متقاعد کردن ساحل Trucial نامی که بریتانیا از قرن نوزدهم تا سال 1971 برای اشاره به امارات متحده عربی امروزی استفاده کرده است. شیخ قراردادهای امتیازی را با PCL امضا نکند و تا پایان بندهای اختیاری خود صبر کند تا شرایط بهتری با آنها مذاکره کند. |
| تاریخ انتشار: | 23 اکتبر 1936-29 مه 1937 (میلادی، میلادی) |
| موضوع | 1 |
| نوع | سند |
| زبان | انگلیسی |
| دیجیتال | بله |
| نسخه خطی | خیر |
| تعداد صفحات | 302 |
| کتابخانه: | کتابخانه دیجیتال قطر |
| شناسه دارایی کتابخانه | IOR/R/15/1/675 |
| شماره ثبت | vdc_100000000193.0x000289 |
| محل کتابخانه | کتابخانه بریتانیا: دفتر هند بخش دولت بریتانیا که دولت هند بین سالهای 1858 و 1947 به آن گزارش داد. جانشین دیوان مدیران. سوابق و مقالات خصوصی اسناد جمع آوری شده به صورت خصوصی |
| تاریخ | 23 اکتبر 1936-29 مه 1937 (میلادی، میلادی) |
| یادداشتها | جلد شامل مکاتبات بین مقیم سیاسی یک نماینده عالی رتبه سیاسی (معادل سرکنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول یک اقامتگاه سیاسی. در خلیج فارس اصطلاح تاریخی که برای توصیف آب بین شبه جزیره عربستان و ایران استفاده می شود. (ترنچارد کریون فاول، پرسی گوردون لاچ)، دفتر هند بخش دولت بریتانیا که دولت هند بین سالهای 1858 و 1947 به آن گزارش داد. جانشین دیوان مدیران. (موریس کلاسون)، وزارت امور خارجه (جان سیسیل استرندال بنت)، دفتر استعماری (اوون گوین روول ویلیامز)، نمایندگان شرکت پترولیوم کانسیشن لیمیتد (فرانک هلمز، استیون همسلی لانگریگ، جان اسکلیروس، ارنست وینسنت پکر)، کارگزار سیاسی یک نماینده سیاسی متوسط (معادل کنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول آژانس سیاسی. در بحرین (پرسی گوردون لوچ، تام هیکین بوتهام)، و اقامت دفتری از شرکت هند شرقی و بعداً راج بریتانیا که در استانها و مناطقی که بخشی از هند بریتانیا یا تحت نفوذ آن محسوب میشوند، تأسیس شد. کارگزار شارجه (خان صاحب عبدالرزاق) در مورد خاتمه مذاکرات با شیخ سعید بن مکتوم آل مکتوم [سعید بن مکتوم آل مکتوم] حاکم دبی برای امتیاز نفت برای قلمرو خود و امضای قرارداد امتیاز در 1932 می. مکاتبات شامل بحثهایی پیرامون انعقاد یک موافقتنامه سیاسی (صفحههای 192-193) و موافقتنامه پالایشگاهی (صفحههای 194-195) بین دولت بریتانیا و پترولیوم Concessions Limited (PCL) است. تصویب پیش نویس مبادله یادداشت ها (برگ های 9-10) که پس از امضای موافقت نامه ها با شیخ دبی برگزار می شود. و مذاکرات نهایی بر سر جمله بندی و بندهای قرارداد تجاری بین شیخ دبی و پترولیوم کانسیشن لیمیتد. همچنین نگرانیهای نمایندگان دولت بریتانیا در مورد تحرکات نمایندگان شرکت نفت استاندارد عرب کالیفرنیا که ادعا میشد تلاش میکردند متقاعد کنند، مورد بحث قرار گرفت. ساحل Trucial نامی که بریتانیا از قرن نوزدهم تا سال 1971 برای اشاره به امارات متحده عربی امروزی استفاده کرده است. شیخ قراردادهای امتیازی را با PCL امضا نکند و تا پایان بندهای اختیاری خود صبر کند تا شرایط بهتری با آنها مذاکره کند. و تلاش شیخان شارجه (سلطان بن صقر العالقاسمی) و رأس الخیمه (شیخ سلطان بن سلیم القاسمی) برای متقاعد کردن شیخ دبی برای همراهی با آنها در انجام چنین اقدامی. همچنین در این جلد، عدم تمایل شیخ شارجه، رأس الخیمه و عجمان (راشد بن حمید النعیمی) به پذیرش تعهد امنیتی به دلیل گنجاندن مقدار نامحدودی از مسئولیت غرامت مورد بحث قرار گرفته است. پیشنهاد دولت بریتانیا مبنی بر اصلاح تعهد به گونهای که الزامات جبران خسارت مشمول قانون شرعی باشد که شیخ شارجه، رأسالخیمه و عجمان در نهایت با آن موافقت کردند و شامل تصدیقات رسمی به عربی و انگلیسی این تعهد میشود. سایر موارد مورد علاقه در این جلد عبارتند از: گزارشی از توماس فولتون ویلیامسون و دیوید گلین جونز، زمین شناسان امتیازات نفت محدود در مورد بررسی آنها از راس الخیمه، دبی، شارجه، ابوظبی و تحقیقات گذرا آنها در عجمان. همچنین مکاتبات مربوط به منطقه جبل فیه در شارجه که توسط قبیله حاکم بنی کتاب [بنی قتاب] از ورود زمین شناسان به آن ممانعت به عمل آمد، گنجانده شده است. ملاقات شیخ ابوظبی و دبی که در آن احمد بن خلیف بن عتیبه [شیخ احمد بن خلیف بن عتیبه] و شیخ احمد بن هلال [شیخ احمد بن هلال] حاکم ظواهر [زواهر] به عنوان میانجی بین ضواهر [زواهر] به عنوان میانجی عمل کرده بود. دبی باید باشد؛ مکاتبه با شیخ صقر بن سلطان آل حمید [شیخ صقر بن سلطان عل حمید] رئیس برائمی [البریمی] در مورد شایعه ای که اقامت دفتری از شرکت هند شرقی و بعداً راج بریتانیا که در استانها و مناطقی که بخشی از هند بریتانیا یا تحت نفوذ آن محسوب میشوند، تأسیس شد. نماینده شارجه قصد داشت برای مذاکره در مورد امتیاز نفت و پاسخ از سوی برائمی دیدار کند. مقیم سیاسی یک نماینده عالی رتبه سیاسی (معادل سرکنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول یک اقامتگاه سیاسی. در خلیج فارس اصطلاح تاریخی که برای توصیف آب بین شبه جزیره عربستان و ایران استفاده می شود. که آنها آرزو می کنند اقامت دفتری از شرکت هند شرقی و بعداً راج بریتانیا که در استانها و مناطقی که بخشی از هند بریتانیا یا تحت نفوذ آن محسوب میشوند، تأسیس شد. نماینده برای بازدید از بریمی برای برقراری تماس های شخصی با افراد سرشناس محلی در آنجا. پرس و جو از مقیم سیاسی یک نماینده عالی رتبه سیاسی (معادل سرکنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول یک اقامتگاه سیاسی. در خلیج فارس اصطلاح تاریخی که برای توصیف آب بین شبه جزیره عربستان و ایران استفاده می شود. در مورد نیاز PCL برای تعیین یک نماینده اصلی محلی؛ و با اشاره به اینکه ارنست وینسنت پکر به عنوان مدیر کل منصوب شده بود و آیا آنها قصد داشتند که این نماینده اصلی محلی باشد یا خیر. درخواست PCL برای استخدام رابرت ساترلند کوک به عنوان مذاکره کننده در خاورمیانه و اینکه آیا مشکلات شغلی گذشته کوک در عراق ممکن است مانع از این درخواست شود. انتصاب باسیل هنری لو ریولت لرمیت به عنوان دستیار مدیر PCL در بحرین؛ درخواستی برای خانم (دوروثی) هولمز برای بازدید از شارجه با همسرش که در ابتدا توسط دادگاه رد شد. مقیم سیاسی یک نماینده عالی رتبه سیاسی (معادل سرکنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول یک اقامتگاه سیاسی. به دلیل ترس از ایجاد سابقه ای برای شرکت نفت و همسران سرپرست در آینده، اما در نهایت به عنوان "ام رشید" (مادر شیخ دبی؟) مورد تایید قرار گرفت. مکاتبات بین سرگرد فرانک هلمز و کارگزار سیاسی یک نماینده سیاسی متوسط (معادل کنسول) از هیئت دیپلماتیک دولت هند یا یکی از دولت های استانی تابع آن، مسئول آژانس سیاسی. در بحرین با توجه به قصد خود برای آغاز مذاکرات امتیازاتی با شارجه و راس الخیمه به محض امضای امتیاز دبی؛ مکاتبه در مورد علاقه شیخ ام القیوین [ام القیوین] برای آغاز مذاکرات با پترولیوم کانسیشن لیمیتد؛ و امکان گشایش مذاکرات با شیخ کلبه [کلبا]، زیرا اکنون یک شیخ نشین حقه ای بود. مکاتبه در مورد دسیسه های ادعایی حاجی عبدالله ویلیامسون که گمان می رود خود را در سیاست های محلی در شیخ نشین تروسیال دخیل کرده و برای شرکت نفت استاندارد عرب کالیفرنیا کار می کند، در حالی که به عنوان مترجم برای پترولیوم کانسینز لیمیتد از آنجا بازدید می کند. جدول جزئیات مقدار پولی که به هر شیخ تروسال تحت گزینه های شرکت نفت انگلیس و ایران پرداخت می شود، از جمله اینکه چقدر پرداخت ها انجام می شود و کدام نماینده AIOC پرداخت ها را انجام می دهد. این جدول همچنین شامل یادداشت هایی در مورد مواردی است که پرداخت های موجود یا آتی با هنجار متفاوت است (ff 184-185). مکاتبات با شیوخ معتمد و رونوشت قراردادها به دو زبان عربی و انگلیسی است. نامه های نوشته شده توسط شرکت نفت انگلیس و ایران دارای سربرگ فارسی و انگلیسی است. مجموعه ای از یادداشت های پرونده که به عنوان رکورد مکاتبات در جلد نگهداری می شدند را می توان در برگه های 288-300 یافت. |