پیام - محمد بن عبدالواحد - الحاج العربی و آقای محمد بن الخیاط - دعاوی عطای (چای) زندانیان موم قند

عنوان پیام - محمد بن عبدالواحد - الحاج العربی و آقای محمد بن الخیاط - دعاوی عطای (چای) زندانیان موم قند
نویسنده محمد بن عبدالوحید
نویسنده اورجینال محمد بن عبد الواحد
محل انتشار فاس، مکنس - محمد بن عبدالوحید
موضوع آتای (چای) شکایت از زندانیان موم قند
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه: بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display2995
محل کتابخانه فاس، مکنس
یادداشت‌ها الحمدلله تنها محبت ما به ناظران خیرخواه حاج العربی و جناب محمد بن الخیاط است. درود بر شما برای تکمیل آن. و اما آنچه در ادامه می‌آید: ما حکم شما را دریافت کرده‌ایم و آن را کاملاً و کامل درک کرده‌ایم. خدا را شکر کردیم که صف افراد پست و پست را پراکنده کرد و آنها را گرفت و در عملی که خلاف قصد آنها بود، گرفت و زندانی کرد. ما از این بابت با شادی بی نظیری خوشحال شدیم. حمد و ستایش برای لطف خداست. این رسم پروردگار است در هر کس که تجاوز کند، تجاوز کند و از راه هدایت منحرف شود. این چیزی است که ما برای آن آماده کردیم. برای پذیرایی از آن دو مرد عادل و دو شیخ بینایی، چنانکه فرمودید، در خانه خود اقامت گزیدیم. پس چون آمدند، نامه پاشا و صیغه او محمد اغزاوی را آوردند، پس آنها را در مصریه، پسر عمویشان، اسکان داد و بقیه ابلهان شیطان دور آنها جمع شدند و ما را از آنها باز داشتند. سپس نزد ایشان در حرم آمدیم و از ایشان خواستیم که نزد ما بمانند، پس از آن که نامه فقیه مذکور را آورده بودند عذرخواهی کردند و چون از ایشان راضی شدیم، هر چه از شکر و ظروف و موم و غیره لازم داشتند برایشان فرستادیم. ما کوتاه نیامدیم و خدا را شکر می کنیم. با آمدن یکی از فقیهان و عالمان عادل و عالم به نام البرکه سیدی محمد بن سعده، و با دیدن او، روح ما آرام گرفت، زیرا او به مقصود خود مصمم بود و در راه خدا سرزنش منتقد را بر عهده نمی گرفت و در این روز هم کاری از پیش نمی بردند. سپس چون گروه از زندانی شدن اصحاب خود مطلع شدند، برخاستند و نشستند و براهی برپا کردند و او در کوچه های خیبر با او شب نشینی برپا کرد و او را تقویت کرد. فردا به دستور گروه نه خدمت می کند و نه برای کاشت بیرون می رود و هر که رها کند و فردا نیاید در خانه اش می خوریم و جمع شدند و همچنان ماندند. آنها در آنچه می کنند مرددند، پس ببین ای مولای ما، مصیبت و ظهورشان را، چنان که به تو گفتیم، هیچ نیرویی و نیرویی نیست مگر به خدا، و منکر بر این کوه حرام شده است، و منکر از آن نهی کرده است، و برای این قوم که از آنچه که پادشاه عالم به آن دستور داده و شنیده شده است، منحرف شده اند و شنوای ما به آن دستور داده است، راهی نیست. حالا علت این کار و چگونگی آن را بیان کردیم و من باید خیلی مشتاق این موضوع باشم و خلیفه محمد اغزاوی خواست ابوالطیب را دستگیر کند و ما روی پای جد ایستادیم و قرار گذاشتیم که اگر دستگیر شد او را جلو بیاورند. ما همه در محضر باشا هستیم اما هیچ اتفاقی برای او نیفتاده است و باید به ما گفته شود که چه کسانی از دریا گذشتند و چه کسانی هستند و چه کسانی باقی مانده اند و ارباب بینایی چهار نفر هستند، دو نفر از فاس و دو نفر از مکنسا، و اینجا ما بسیار مشتاقیم که چه خواهد شد و آنگاه خبر را از دست ندهیم، و اگر دو نفر قادر به انجام آن نیستیم، آنگاه با اراده همه حاضر می شویم. تبارک و تعالی، و سلام ما بر شیخ ما، الگو، عالم، عالم الدرکه، که در مسائل به او بازگشت و محو شد. آقا احمد بن سودة المدنی در روزهای آخر و اول، اگر خداوند امر فرموده، سلام کامل و بر همه کسانی که از طرف ما خواسته می شوند و آن که با شما و شما هر دو صورت اضطراری دارد، با شما ناپدید شود، و باید، باید، باید و باید، و سلام علیکم به اذن رهبری، سرورانش، سر احمد بن ادریس، سیداحمد بن ادریس، سیرهم، سیطره. دلبسته به تو، خدا بر همه مهربان باشد، محمد بن عبدالوحید، بنده خدا، به او، آمین.
Kişi Adları أحمد بن سودة المداني، الطيب ، الخليفة محمد الأغزاوي، أحمد بن إدريس وسيدي التهامي وسيدي إدريس
مشاهده در منبع بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود

پیام - محمد بن عبدالواحد - الحاج العربی و آقای محمد بن الخیاط - دعاوی عطای (چای) زندانیان موم قند

نویسنده محمد بن عبدالوحید
نویسنده اورجینال محمد بن عبد الواحد
محل انتشار فاس، مکنس - محمد بن عبدالوحید
موضوع آتای (چای) شکایت از زندانیان موم قند
نوع belge
زبان عربی
دیجیتال بله
نسخه خطی خیر
کتابخانه بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود
شماره ثبت display2995
محل کتابخانه فاس، مکنس
یادداشت‌ها الحمدلله تنها محبت ما به ناظران خیرخواه حاج العربی و جناب محمد بن الخیاط است. درود بر شما برای تکمیل آن. و اما آنچه در ادامه می‌آید: ما حکم شما را دریافت کرده‌ایم و آن را کاملاً و کامل درک کرده‌ایم. خدا را شکر کردیم که صف افراد پست و پست را پراکنده کرد و آنها را گرفت و در عملی که خلاف قصد آنها بود، گرفت و زندانی کرد. ما از این بابت با شادی بی نظیری خوشحال شدیم. حمد و ستایش برای لطف خداست. این رسم پروردگار است در هر کس که تجاوز کند، تجاوز کند و از راه هدایت منحرف شود. این چیزی است که ما برای آن آماده کردیم. برای پذیرایی از آن دو مرد عادل و دو شیخ بینایی، چنانکه فرمودید، در خانه خود اقامت گزیدیم. پس چون آمدند، نامه پاشا و صیغه او محمد اغزاوی را آوردند، پس آنها را در مصریه، پسر عمویشان، اسکان داد و بقیه ابلهان شیطان دور آنها جمع شدند و ما را از آنها باز داشتند. سپس نزد ایشان در حرم آمدیم و از ایشان خواستیم که نزد ما بمانند، پس از آن که نامه فقیه مذکور را آورده بودند عذرخواهی کردند و چون از ایشان راضی شدیم، هر چه از شکر و ظروف و موم و غیره لازم داشتند برایشان فرستادیم. ما کوتاه نیامدیم و خدا را شکر می کنیم. با آمدن یکی از فقیهان و عالمان عادل و عالم به نام البرکه سیدی محمد بن سعده، و با دیدن او، روح ما آرام گرفت، زیرا او به مقصود خود مصمم بود و در راه خدا سرزنش منتقد را بر عهده نمی گرفت و در این روز هم کاری از پیش نمی بردند. سپس چون گروه از زندانی شدن اصحاب خود مطلع شدند، برخاستند و نشستند و براهی برپا کردند و او در کوچه های خیبر با او شب نشینی برپا کرد و او را تقویت کرد. فردا به دستور گروه نه خدمت می کند و نه برای کاشت بیرون می رود و هر که رها کند و فردا نیاید در خانه اش می خوریم و جمع شدند و همچنان ماندند. آنها در آنچه می کنند مرددند، پس ببین ای مولای ما، مصیبت و ظهورشان را، چنان که به تو گفتیم، هیچ نیرویی و نیرویی نیست مگر به خدا، و منکر بر این کوه حرام شده است، و منکر از آن نهی کرده است، و برای این قوم که از آنچه که پادشاه عالم به آن دستور داده و شنیده شده است، منحرف شده اند و شنوای ما به آن دستور داده است، راهی نیست. حالا علت این کار و چگونگی آن را بیان کردیم و من باید خیلی مشتاق این موضوع باشم و خلیفه محمد اغزاوی خواست ابوالطیب را دستگیر کند و ما روی پای جد ایستادیم و قرار گذاشتیم که اگر دستگیر شد او را جلو بیاورند. ما همه در محضر باشا هستیم اما هیچ اتفاقی برای او نیفتاده است و باید به ما گفته شود که چه کسانی از دریا گذشتند و چه کسانی هستند و چه کسانی باقی مانده اند و ارباب بینایی چهار نفر هستند، دو نفر از فاس و دو نفر از مکنسا، و اینجا ما بسیار مشتاقیم که چه خواهد شد و آنگاه خبر را از دست ندهیم، و اگر دو نفر قادر به انجام آن نیستیم، آنگاه با اراده همه حاضر می شویم. تبارک و تعالی، و سلام ما بر شیخ ما، الگو، عالم، عالم الدرکه، که در مسائل به او بازگشت و محو شد. آقا احمد بن سودة المدنی در روزهای آخر و اول، اگر خداوند امر فرموده، سلام کامل و بر همه کسانی که از طرف ما خواسته می شوند و آن که با شما و شما هر دو صورت اضطراری دارد، با شما ناپدید شود، و باید، باید، باید و باید، و سلام علیکم به اذن رهبری، سرورانش، سر احمد بن ادریس، سیداحمد بن ادریس، سیرهم، سیطره. دلبسته به تو، خدا بر همه مهربان باشد، محمد بن عبدالوحید، بنده خدا، به او، آمین.
Kişi Adları أحمد بن سودة المداني، الطيب ، الخليفة محمد الأغزاوي، أحمد بن إدريس وسيدي التهامي وسيدي إدريس
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود - موتور جستجوی نسخه های خطی عثمانی
بنیاد مطالعات اسلامی و علوم انسانی ملک عبدالعزیز آل سعود شما در حال هدایت مجدد هستید...

لطفاً صبر کنید